مناسبتهاي ماه شعبان و رمضان بهانهاي شد براي سخن گفتن از موضوعي كه
در تمام طول تاريخ، گمشده مردم بوده است؛ عدل.
چنان كه گويند امام علي
(ع) عدل را چنين تعريف كرده كه اگر هر چيز بر سر جاي خود قرار گيرد عدل
رعايت شده است. بزرگان اين نكته را به همه رفتار انسان گسترش دادهاند
و معتقد هستند بايد اين معني را در گفتار، پندار و كردار اجرا كرد.
يعني در گفتار خود سنجيده بگوييم. به عبارتي هر سخنجايي و هر نكته
مقامي دارد. همچنين در كردار خد نيز بيجا و بيموقع و نامربوط عمل
نكنيم.
در خصوص پندار نيز بينشها
و گرايشهاي ما بايد بجا و سنجيده باشد. تصميمگيريهاي احساسي و آني
همچنين برداشتهاي ذهني كه بدون مطالعه كافي تبديل به منشاء گفتار و
رفتار ما ميشوند نتيجه رعايت نكردن عدل در پندار ما هستند.
سراسيمهگي در بهرهبرداري
از آن چه فرصت تلقي ميشود، ميتواند منجر به رفتاري شود كه از جايگاه
و وظايف ما دور است. نتيجه آن در بهترين حالت، وازدگي و بازگشت به سر
خط، است و در بدترين حالت اين است كه براي رفع موانع و تطبيق دادن
شرايط با سلايق خود، دست به تغيير ساختار اصلي بزنيم.
اين روند اشتباه، راهي است
كه بارها و بارها در بخش دولتي و خصوصي كشور شاهد آن بودهايم. منشا
بسياري از اين اشتباهات، ابتدا جهل و در ادامه آن كبر و غرور كساني
بوده كه پندار، گفتار و كردار نابجا دارند و بر آن پافشاري ميكنند.
اين روزها در صنعت خودمان؛
بستهبندي شاهد گفتارها و رفتارهاي نابجاي زيادي هستيم. براي مثال فلان
تشكل به واسطه فرصتهايي كه پيش روي خود ميبيند پا در
راهي ميگذارد كه هيچ ربطي به نام و وظايف آن ندارد.
يا اين كه فلان مرجع
وابسته به دولت در موردي اظهار نظر ميكند كه شايد حتي صلاحيت مشاوره
در آن را هم نداشتهباشد چه رسد به اظهار نظر رسانهاي.
بارها ميبينيم يك دانشجوي
موفق تازه فارغالتحصيل شده با اولين پيشنهاد تدريس در كوچكترين مركز
دانشگاهي، آن چنان از خود مطمئن شده كه حرمت هيچ استادي را نگه
نميدارد.
صِرف ايجاد تغيير،
به يك ارزش تبديل شده، ارزشي كه از شدت تكرار شكل يك تهديد
تمامعيار را پيدا كرده است. مسئولان به آساني و بدون هيچ دغدغهاي در
حوزه تحت مسئوليت خود دست به تغيير همهجانبه ميزنند. از عوض كردن نام
و نشان و جا و مكان تا پست و مقام و قانون و حتي ارزشها.
داد زدن و رفتار بيقائده
از سر نگراني هم تبديل به يك ارزش شده است. مسئولان وزارت بهداشت از
جايگاه خود استفاده كرده بلندگوهاي رسانهها را به خدمت گرفته و
هشدارهاي پي در پي ميدهند. بعضي مانند وزير بهداشت سابق
بخشنامه درباره لزوم استفاده از ظروف گياهي براي بستهبندي مواد
غذايي آماده مصرف ميدهد، بدون آن كه موسسه استاندارد اين ظروف را
تاييد كرده باشد. بعضي مانند يك مسئول نهچندان بلندپايه وزارت بهداشت
بدون طي كردن همه مراحل علمي و آزمايشگاهي اقدام به اعلام هشدار (اعلام
خطر) درباره سرطانزا بودن آب بستهبندي يخزده ميكند. يكي ديگر با يك
مصاحبه بازار صنايع آب بستهبندي را داغ ميكند و يك مسئول كشوري از
مافياي آب بستهبندي شده سخن ميراند.
چرا هر مسئول قوه قضائيه
كه سكان اين قوه را به دست ميگيرد سخن از فساد اداري و اقتصادي
ميگويد؟ براي اين كه اين مسائل هنوز حل نشده است. مصاديق آنها در
كجاست؟ در همين رعايت نكردن عدل در گفتار و رفتار. قوه قضائيه را هر چه
قدر پهنتر و عريضتر و طويلتر هم كنيم، هر چه قدر از اهميت جايگاه آن
هم كه بگوييم، نقشي در اقامه اين مصاديق عدل نخواهد داشت. زيرا اين عدل
كه عدل واقعي است از جايگاه قوه قضائيه قابل رهبري و پيگيري نيست.
اين يك مسئله تربيتي است
كه بايد پيشتر از اينها حل ميشد. زماني كه هر مدير جوان كه كار را به
دست گرفت اين رويكرد را دستمايه كار خود كرد كه هر چه در گـذشـته
انجام شده غلط و ناصواب بوده، آرامش و پيوستگي از تصميمات بسياري از
مديران ما رخت بربست و جاي خود را به مديريتي داد كه هر چند سال يك بار
براي ترميم اشتباهات آن بايد بسياري از قوانين و روشها را از نو
برنامهريزي كرد و در بسياري مواقع راه رفته را بازگشته و از جايي
ديگر رفت.
اگر بخواهيم به آن عدلي كه
امام علي(ع) تبيين كرده و مهدي موعود برقرار خواهد كرد دست پيدا كنيم
بايد هر چيز در جاي خود قرار گيرد. بايد در گفتار خود ببينيم آيا اين
سراسيمهگي براي اعلام يك خبر هيجانانگيز به خاطر مطرح كردن خـودمان
است، سوء تفاهم است يا پيشگيري از يك فاجعه بزرگ؟ براي مثال هنگامي كه
با وجود سازمانها و خبرگان بسيار در امر نظارت و كنترل مواد غذايي و
بستهبندي، اقدام به انتشار خبر درباره آلودگي فلان ماده بستهبندي
ميكنيم آيا واقعا ما چيزي را ميدانيم كه ديگران با همه علم خود
نفهميدهاند؟ آيا پيش از اين هم به ما ثابت شده كه ما چيزي بدانيم كه
ديگران نميدانند؟
متـاسفـانه رابطهها و
مناصب دولتي و حكومتي فرصتهاي رسانهاي براي بعضي فراهم ميكنند كه
بدون مطالعه شرايط زندگي را براي مردم ناپايدار كنند. براي درك اين
واقعيت كافي است بگذاريد سالي از اين ماجراها بگذرد. در واقع اين
گفتارها و رفتارهاي نسنجيده موجهايي گذرا بيش نيستند كه چند صباحي تنور
رسانهها را گرم و موجب هيجان در جامعه ميشوند و بعد فروكش ميكنند.
در اين ميان آن چه
نگرانكننده است رشد منحني ارتفاع اين موجها است. به اين معني كه از آن
جا كه اين موجسازيها به دلايلي كه آن هم به مفهوم عدل و سرجا بودن هر
چيز مربوط ميشود از كنترل خارج و تبديل به يك ارزش شده اشتهاي جامعه
را براي هيجان بيشتر افزايش داده است. تواتر و تكرار انبوه گفتارها و
رفتارهاي نابجا در يك جامعه، آن جامعه را به انفعال كشانده و از همه
چيز نااميدخواهد كرد. اين چيزي است كه حضور مردم را در صحنه كاهش
ميدهد.
گفتهاند اگر آب از پايين
به بالا برود قورباغه هم ميتواند در دستگاه ابوعطا آواز بخواند. رفتار
انسانها بسياري از پديدههاي ناممكن مادي را در عالم معنوي ممكن
كردهاست اما اين استحاله هيچ گاه نتوانسته در قانون عمل و عكسالعمل
آن تغييري ايجاد كند. به اين معني كه اگر
بعضي از ما در عالم روابط انساني توفيق از پايين به بالا كردن
مسير آب را پيدا كردهايم خواننده شدن قورباغهها هم پيامد
اجتنـابنـاپـذيـر اين عملكرد ما خواهد بود. درست است كه بخش اول چنين
ابتكـارات انسـانـي بسيـار هيجـانانگيز است اما پيامدهاي آن چندان
خوشايند نخواهد بود، حتي براي خود ما. در فضايي كه هر چيز در جاي خود
قرار نگيرد ميتوان نظارهگر چنين فعل و انفعالاتي بود.
وقتي ميگوييم دكه مطبوعات
و ميبينيم بقالي و سيگارفروشي است
درباره عدل و اين كه هر چيز جاي خودش باشد چه فكر ميكنيم؟
وقتي ميشنويم يك تشكل
مربوط به صنعت چاپ كه همتايان آن در جهان وظايف و عملكرد مشخص و مشهودي
دارند اطلاعيه آموزش نانو در صنعت غذا ميدهد چه چيز به ذهن خطور
ميكند؟ آيا ان منسبترين، بجاترين و مربوطترين كاري است كه در آن
تشكل معتبر و معروف چاپي ميتوان انجام داد؟ يا اين كه ما با تّهم
ديدن يك فرت، سراسيمه شدهايم؟ به طور قطع جايگاه و مقام فنآوري
نانو و خبران آن نيز در حافل و سازمانهاي مربوط به نانو
بايد باشد.
يا فلان مركز لجستيك
نظامي، متولي آموزش چاپ ديجيتال و مديريت رنگ در چاپ ميشود. بعد تعجب
ميكنيم كه چرا جوانان و فرزندان ما گاهي اصل را گم كرده
و با كمترين توجيه و وسوسهاي در خطر انحراف از اصول ميافتند.
آيا به بهانه جوانگرايي و
فرصت دادن به جوانها (يا هر جوياي نامي كه
مديون ما شود) بايد اجازه دهيم ستونها و بنيانهاي هر صنعت و
حرفهاي زير هجوم بينشها و گرايشهاي آزمايشگاهي بسياري از تازه
رسيدهها لگدمال شوند و پس از بيچارگي در حل انبوه نابسامانيهاي پيش
آمده مدتي را هم با
كلنجار رفتن با غرور خود صرف كنيم تا به بازگرداندن همان لگدشدهها و
دلشكستهها راضي شويم؟ البته امروز بسياري از پنجاه شصت سالههاي به
ظاهر باتجربه، همان مديران جواني هستنـد كه خود پيش از اين گذشتگان خود
را نفي كردند و با ايجاد تغييرات پيدرپي در ساختارهاي علم و صنعت،
اكنون مورد هجوم دستپروردههاي خود قرار گرفتهاند. فقط به خاطر اين
كه در نصب هر چيز بر سر
جاي خود دقت نكرديم.
متاسفانه فضاي كنوني به
سمتي پيش ميرود كه هر كس به هر چيز كه دستش برسد قلاب مياندازد و
شانس خود را امتحان ميكند. همه كارشناس بستهبندي ميشوند. همه چيز
به همه چيز ربط
پيدا ميكند. همه بيشتر از هم ميدانند و هر پيشنهاد از هر كسي
شايسته بررسي شدهاست.
كـافي است تقواي بيشتري در
پندار، گفتار و رفتار خود داشتهباشيم. آيا جامعه آن قدر فقير و ما آن
قدر گرسنه شدهايم كه هر فرصت يا پيشنهادي را در هوا بگيريم و آن را به
عنوان موفقيت در كارنامه خود منظور كنيم يا آن كه فرصتشناس نيستيم و
نعمتهارا نميبينيم و در پياده كردن عدل در عملكرد خود ناتوان هستيم؟
عدل مانند ماهي است كه هر
وقت از آب گرفتهشود تازه است. بايد تلاش كنيم آب آلوده نشود تا وقتي
خواستيم ماهي بگيريم، ماهيها مرده نباشند.
پنجمين گردهمايي متخصصان
بستهبندي، روز بيستم اسفندماه در محل سالن اجتماعات مركز آموزش
بازرگاني در تهران برگزار شد. پركني داغ
موضوع اين دوره از نشست بود. در اين رابطه سه سخنران به سخنراني
پرداختند و پرسشهايي از سوي حاضران مطرح شد كه سخنرانان به آنها پاسخ
گفتند.
ابتدا مهندس حميدرضا طاهري
آشتياني كارشناس بستهبندي مواد غذايي و مديرعامل شركت پوشانپلاستيك و
كارشناس كميته تدوين ضوابط بستهبندي مواد غذايي وزارت بهداشت درباره
شرايط پركني داغ و تاثير آن بر روي ظرف بستهبندي صحبت كرد.
پس از وي مهندس مرتضي
شهرستاني مسئول آزمايشگاه بستهبندي اداره كل آزمايشگاههاي كنترل غذا
و داروي وزارت بهداشت راجع به شرايط لازم براي ظروف بستهبندي در
فرايند پركني داغ سخن گفت.
سخنران سوم رضا نورائي
مسئول دپارتمان بستهبندي مركز آموزش بازرگاني بود كه درباره روشهاي
مقابله با پيامدهاي وكيوم شدن ظروف بعد از پركني داغ صحبت كرد و
تصاويري نشان داد. در اين شماره بخش نخست گزارش نشست پنجم كه گفتههاي
مهندس طاهري و بخشي از سخنان مهندس شهرستاني را در بر دارد تقديم
خوانندگان ميشود.
نورائي: پنجمين نشست
متخصصان بستهبندي را شروع ميكنيم. موضوع نشست پنجم پركني داغ است.
پيشبيني ميشد اين نشست خيلي كم جمعيت برگزار شود و تنها از دوستاني
كه مرتبط هستند درخواست كرده بوديم بيايند. خـوشبختـانـه مـيبينيـم
خيلـي بيشتـر از آن تعـداد تشـريـف آوردهاند كه باعث خوشحالي است.
موضوع مربوط به پركني داغ است و مشكلاتي كه در پُركني داغ وجود دارد.
بخشي از اين مشكلات بر ميگردد به مسائل مربوط به پروسه توليد و
بستهبندي در خود صنايع غذايي و بخشي مرتبط با بحث طراحي صنعتي و ظروف
پلاستيك و فرآيندهاي آن است. از آقاي مهندس طاهري و مهندس شهرستاني
هم خواهش كرديم كه در اين بحث به ما كمك كنند. فرق اين جلسه با جلسات
قبل اين است كه پرسش و پاسخ بيشتري ميطلبد. زيرا جلسه رفع اشكال است.
پيش از اين پرسشهايي طرح شده و به ما رسيده بود كه بر آن شديم اين جلسه
را برگزار كنيم و اميدواريم اشكالات رفع بشود.
طاهري:
در بحث پركني داغ اگر خود پروسه بستهبندي را فرآيند تلقي كنيم،
قبل از فرايند و بعد از فرآيندش را بايد بررسي كنيم. آن چه كه در صنعت
غذا به بستهبندي با روش پركني داغ منتهي ميشود بايد از ويژگي خاصي
برخوردار باشد. از مخاطبين اين بحث توليدكنندگان كشك، رب تا انواع
كنسرو و كن هستند كه در حال تبديل از بستهبندي فلزي و قوطي به
بستههاي انعطافپذير يا لفافهاي چندلايه هستند. بنابر اين خود ماده
غذايي كه به بستهبندي منتهي ميشود حالا يا از نوع اسپتيك يا از نوع
كنترل شده است كه با حداقل بار آلودگي به بستهبندي برسد تا ما مجبور
نباشيم اگر فرآيند ريتورت يا پاستوريزاسيون داريم از دما و زمان
پاستوريزاسيون بالا استفاده كنيم.
اين عمده مطلب است. حالا
اگر بحث رب را با شاخص آلودگي باسيلوس كواگولانس داريم بايد زماني را
براي پاستور كردن در نظر بگيريم اگر كشك داريم كه انواع
لاكتوباسيلوسها و يا موارد مشابه را به عنوان شاخص آلودگي هستند در
آن جا شرايط ديگري براي پاستور كردن داريم. در اين راستا ابتدا بايد
محصولي كه به بستهبندي ميرسد از حداقل انفصال و حداكثر پيوستگي خط
برخوردار باشد. خط اسپتيك ترجيحاً خطي است كه در هيچ مقطعي از توليد
محصول با فضاهايي كه ميتواند بار آلودگي را منتقل كند، مثل دست كارگر
مثل شرايط محيط يا محيطهاي سر باز برخورد نداشته باشد. بعضي شرايط
بهداشتي هم است كه اين جور محصولات اگر قرار است از شوك حرارتي و يا
زمان اعمال حرارت پاستور كـوتـاهتـري برخوردار باشند رعايت شود. در
نهايت محصول منتهي ميشود به بستهبندي پليمري. حالا اين كه ميتوانيم
از دو خانواده پليمر استفاده كنيم چه به صورت ظرف چه به صورت فيلم يا
لفاف بحث ديگري است. كه باز ترجيحاً سراغ گروه كريستالها نميرويم
يعني اُلفينها را ترجيح ميدهيم.
در گروه الفينها حق تقدم
با پليپروپيلن است و بعد از آن هم پلياتيلن. اگر ما ريتورت به معناي
واقعي نداشته باشيم ميتوانيم از پلياتيلن هم استفاده كنيم. ولي اگر
قرار باشد كه ريتورت داشته باشيم كه بتوانيم محصول را داخل اتوكلاو
ببريم ترجيحا بايد از خود پليپروپيلن استفاده ميكنيم. اينكه تمام
بستهبندي يا ظرف را پليمر سخت تشكيل ميهد يا پليمر نرم و فيلم، اين
خودش دو بحث جدا دارد. البته نوعي از بستهها وجود دارد كه ساختار اصلي
بسته كه محتوا را در بر گـرفته از پليمر سخت و دربندي آن از تركيب چند
لايه پليمر لمينيت شده يا كواكسترد شده است. بنابر اين حق تقدم در
انتخاب پليمر چه به صورت ظرف و چه به صورت فيلم يا لفاف با اُلفينها
است. امروزه اغلب مردم در جريان مخاطرات و مسائل و بحثهايي كه براي
پركني داغ در
PET
مطرح شده هستند.
امروز
PET
و
PS
براي پركني داغ كه در محيطهاي اسيدي مانند كچاپ، آبليمو، سركهها
توصيه نميشود. مدت يلي كوتاهي هم اين كار در ك ما شروع شد كه هم
در تدوي ضوابط ستهب وزارت بهداشت و هم در موسسه اتاندارد بررسي
و كنترل و از اعتبا ساقط شد. اكنون استفاده نميشود. بنابر اين
توصيه ميشود كه از پليمرهاي خانواده اُلفين يعني پلياتيلن و
پليپروپيلن اسـتـفـاده كـنـيم. يـه طـور كلـي در خـانـواده اُلفينها
اگر شرايط پركني داغ يا پاستوريزاسيون از نقطه نرميو يا تخريب عبور
نكند (كه قاعدتاً هم در پلي پروپيلن اين اتفاق نخواهد افتاد) بحث
مونومر آزاد يا رها شدن كاتاليستها وجود ندارد.
دومين نكته اين است كه
پليمر انتخابي ما علاوه بر داشتن مشخصات و تـائـيـديـهسازنده كه
ميگويد فودگريد است و ميتواند اين دما را تحمل كند، افزودنيهايي
نظير مستربچها را در تماس با محصول نداشته باشد يا اگر دارند آنها
تاييد شده باشند. اينها آن چيزي هستند كه ميتواند در مواجه با محصول
گرم و آزاد كردن پليمر و يا رها شدن آينومرها مخاطرهانگيز باشد و
افزدونيهايي كه ممكن است هنگام پليمريزاسيون در محصول داشته و هنگام
ساخت مستربچ در محصول آورده باشيم.
انـدازهگـيـري اجزاء رها
شده از پليمر در ماده غذايي، بسيار سخت است. حساسترين ديتكتورهاي
آزمايشگاهي هم قادر به جداسازي اين اجزا نيستند. جستجوگرهاي با حساسيت
بسيار بسيار بالا لازم دارد و در حال حاضر تا آن جا كه من ميدانم
اين در كشور ميسر نيست. مگر از تستهاي تخريبي استفاده شود. براي مثال
تست تخريب را بر روي يك محصول در آزمايشگاه با دماي بالاتر و با شرايط
بدتر انجام دهند. يعني ساختار ظرف
PET
براي سُس كچاپ پس از شش ماه تست تخريبي
منجر به تخريب بدنه ظرف شده است يا نه؟ اولين فاكتور عدم بروز هر نوع
خطري در اين نوع بستهبندي، وجدان كاري خود واحد استفادهكننده از اين
نوع بستهبنديها است. به صورتي كه توليدكننده اطمينان حاصل كند
تامينكننده ظروفش صد در صد با پليمر فودگريد كار ميكند و يا شرايط
توليد طوري نيس كه پليمر را تخريب كند و يا افزودنيها هيچ كدام
غيرمجاز نيستند. اينها شرط اصلي اطمينان به ظرفي است كه وارد سيستم
شما ميشود.
در رابطه با چندلايهها
علاوه بر فودگريد يا فودكنتاكت بودن لايه اصلي بحث روشي و چسبي كه با
آن چندلايه را ساختهايم نيز وجود دارد. مورد ديگر نيز رعايت مرحله
تيورينگ بعد از اتمام توليد چندلايه است. در اين مرحله اجزا رها شده
از چسب و آمينهاي آزاد كه بسيار خطرناك هستند و در مورد سرطانزا
بودنشان هيچ شك و بحثي نيست كاملا از سطح فيلم يا از سطح بستهبندي
خارج ميشوند. بنابر اين توليدكننده بايد اين مرحله را رعايت كند كه
در سطح تماس بستهبندي با محصول ماده غذايي اين تركيبات وجود
نداشتهباشد.
در استفاده از پليپروپيلن
براي توليد فيلم آنچه كه توصيه ميشود استفاده از فيلم پليپروپيلن به
صورت كَست است. اين فيلم، فيلم نرم انعطافپذيري است كه تقريباً خواصي
شبيه خواص پلياتيلن را در رفتار فيزيكي از خود نشان ميدهد اما تحمل
حرارتي بسيار بالاتري دارد. قدرت سيل و دوخت خيلي خوبي دارد. همجوشي
گريد فيلم و گريد تزريق آن خوب است يعني فيلم آن بخوبي روي ظروف آن سيل
ميشود. اما اگر پلياتين باشد ترجيحاً براي اين كه از استحكام حرارتي
بالاتري برخوردار باشد توصيه ميشود كه از درصد بالايي از لينير يا
خطي استفاده شود كه هم استحكام و هم نقطه ذوب و نقطه نرميبالاتري را
به فيلم بدهد هم از نظر ساختار و استحكام فيزيكي كشش كيفيت بهتري داشته
باشد.
كاربرد پركني داغ در فيلم
پلياتيلن زياد است. آبميوهها و شربتهايي كه مردم بـه نام سانديس
ميشناسند، ساشههاي كچاپ، انواع مايعات غذايي، كشك، آبليمو همه با
پركني داغ بستهبندي ميشوند. تقريباً سطح داخلي همه لفافهاي بستهبندي
اين مواد، پلياتيلن است كه از درصد پليمر خطي يا
LLDPE
بالاتري برخوردار هستند و
استحكام بيشتري را به ساختار ظرف ميدهند. قائدتاً اگر قرار باشد
اينها براي ليد (درب ظروف) هم استفاده شود در آنجا هم اين تركيب
رعايت ميشود.
بنابر اين اولويتهاي ما
اول، رساندن محصول با پايينترين بار آلودگي به بستهبندي است. دوم
استفاده از پليمرهايي كه تحمل حرارتي داشته باشند. بـهترين گزينه
گروه اُلفينها و ترجيحاً پليپروپيلن است كه در شوك حرارتي اتفاقي
برايش رخ ندهد. اگر قرار است از چندلايههايي استفاده كنيم كه در
توليد آنها چسب يا پليمرهايي بصورت چسب بكار گرفته شده باشد رعايت
فودگريد بودن، رعايت نحوه لمينيشن و در نهايترعايت زمان اِيجينگ براي
جدا شدن تركيبات فرار چسب از سطح لفاف اهميت دارد. البته اين مورد آخر
شايد كمتر از يك سال است كه موفق و مسلم شده و واحدهاي توليدكننده
پليمر مجاب يا مجبور شدند فضاي ايجينگ را ايجاد كنند و بايد يك لفاف
چندلايه آغشته از چسب، رنگ، مركب و تركيبات شيميايي كيورينگ شده و اين
مرحله را گذرانده باشد.
هر توليدكننده ماده غذايي
شاخصهاي آلودگي محصول خود را ميشناسد و روشهاي كنترل آن را هم
ميداند. اگر شما با پليمر سر و كار داشته باشيد به صورت فيلم از چمبر
يووي يا از انواع روشهايي كه سطح را از بار آلودگي پاك ميكنند
استفاده ميكنيد. اگر با ظرف در تماس باشد در آن جا بايد حتماً رساندن
ظرف به خط بدون دست كارگر باشد و ترجيحاً ظرف از زير لامپ يو وي عبور
كند، اگر مراحل فيلينگ از نظرزماني كند است حتما يك مرحله توقف طولاني
زير لامـپ يـووي داشته باشد. دماي پركني داغ دمايي باشد كه مطمئن شويد
بار آلودگي ثانويه دوام نخواهد آورد و قائدتاً دماي پركني داغ اين جا
فقط به دليل بار آلودگي ثانويه يا انتقال بار آلودگي ظرف به محصول است.
پرسش: لطفا درباره
دستهبندي مواد، جنس چندلايه، مسئله خود لايهها، جنس مواد هم
بفرماييد؟
طاهري:
خوب است اشاره داشته باشيم به اين كه اساساً دلايل انطباق يك
بستهبا محتوا چه است؟ گاهي ميگوييم كچاپ در بطري خرسي، اين با همان
دمـاي پـاسـتـوريزاسيون كه پُر ميشود كفايت ميكند. گاهي ميگوييم
كنسرو گـوشـتـي، مـا كـنسرو گوشتي را در ايران به صورت بستهبندي در
داخل بسته انعطافپذير يا لفاف نداريم. اما حساسيت پروتئينها را
داريم، چربي را داريم، حالا اگر كنسرو گوشتي به صورت خوراك باشد
كربوهيدرات را داريم، قائدتاً اين جا علاوه بر پركني داغ حتماً بعد از
بستهبندي اتوكلاو هم داريم.
اتوكلاو فرآورده گوشتي با
اتوكلاو رب كاملاً متفاوت است. چون بار آلودگي در اين جا چيز ديگري
است. دماي پاستوريزاسيون بالاتر است. بنابر اين ما بايد حساسيتهاي
محتوا را بشناسيم تا بتوانيم ساختار خوبي را انتخاب كنيم و پس از آن يك
شرايط مكفي بر اين بستهبندي اعمال كنيم.
مـيدانـيـد كـه در
عـملـيـات توليد واحدهاي جدا از هم وجود دارد. مثل سورتينگ لوبيا، بعد
فرآيند بلنچينگ آن، بعد فرآيند پخت، بعد فرآيند اضافه كردن افزودنيها
يا چاشنيها و در نهايت بستهبندي و بعد اتوكلاو كردن. طبقهبندي كه
من به آن اشاره كردم اين بود كه اگر فرآيند بستهبندي يك محصول داغ را
فرآيند اصلي تلقي كنيم قبل و بعد آن بايد چند نكته را در نظربگيريم.
طبقهبندي ما اين بود:
1–
محصولي كه به
بستهبندي پركني داغ ميرسد خودش چون قرار است با پليمر در تماس باشد و
قرار است كه از شوك حرارتي كمتري (نسبت به قوطي يا شيشه) برخوردار باشد
بنابر اين كنترلشدهتر وارد شود. كشك از پاتيل نيايد. رب فلّه سال قبل
قابل جايگزيني با رب اسپتيك امسال نيست.
2–
خود فرآيند
بستهبندي. براي ظرف ترجيح ميدهيم از گروه اُلفينها انتخاب كنيم. در
گروه الفينها هم برا دمي پاتر پلياتيلن مناسب است. اما اگر
اجباراً بايد اتوكلاو داشته باشم از پليپروپيلن استفاده ميكنيم. اين
در ارباط با ظرفها اس. اا ما ميتوانم همان كنسرو گوشتي را در
داخل بستهبندي شبيه سانديس داشته باشيم كه در همه جاي دنيا هم است.
اين جا اگر بستهبندي ما انعطافپذير است علاوه بر اين كه لايه
دروني بسته ما اجازه تماس با واد غذايي را بايد داشته بو مورد تاييد
باشد خود ساختار بستهبندي هم بعد از به اتمام رسيدن مراحل تيورينگ را
هم پشت سر گذارد. زيرا ما در اين جا فقط بحث تحملپذيري پليمر در
برابر حرارت را نداريم بلكه بحث آزاد شدن چسبها، مركبها و افزودنيها
را هم داريم. اين علاوه بر اين كه نياز دارد آن پليمر مورد تاييد
باشد نحوه لمينيشن، نـوع چـسـب بـكـار رفـتـه و زمـان تـيورينگ را هم
زير نظارت ميبرد. خريدار يا مصرفكننده اين لفاف بستهبندي بايد از
همه نظر بتواند به توليدكننده آن اكتفا و اقتدا كند. اين در حقيقت بحث
انطباق خود بستهبندي است.
در جايي هم تلفيق داريم.
پليمر به صورت ظرف با يك ليد از جنس فيلم يا لفاف چندلايه به جاي درب.
شما بستني آيسپك را همه ميشناسيد بدنه آن يك ظـرف و درب آن يـك
لـفـاف اسـت. انواع مواد لبني در ظرف با درپوش فويل آلومينيوميعرضه
ميشوند. در جايي بستهبندي تلفيقي است از پليمر و مواد ديگر مانند
فويل يا لاك يا پلياستر. در اين جا محل تماس يا محل دوخت ظرف و لفاف
درب فصل مشترك دوخت و درزبندي است. انطباق اين دو پليمر كه از دو نـوع
مـخـتلـف هـسـتـنـد يـعـنـي يكي از آنها پليپروپيلن گريد فيلم و
ديگري پلـيپـروپـيلـن گريد ظرف است اهميت دارد. يكي پلياتيلن ظرف است
يكي پلياتيلن فيلم است. اين جا بايد توليدكننده و مصرفكننده وجه
انطباق اينمواد را بشناسد. يكي از مواردي كه يك مقدار حساسيت دارد در
توليد آبميوه به صورت دويپك يا كچاپ يكنفره است كه چون بايد از
پلياتيلن استفاده كنند و اين توليد، اتوكلاو هم ندارد از تركيب
پلياتيلن خطي بيشتر استفاده ميشود. چون استحكام زنجيرهاي، دماي ذوب،
دماي دوخت و نقطه نرميبالاتري دارد و امنتر است.
پرسش: در رابطه با مهاجرت
از پلياتيلن و پليپروپيلن آيا استانداردي هست كه تعيين كند چند درصد
بايد باشد تا مورد قبول قرار گيرد؟
طاهري:
اساساً مهاجرت استاندارد ندارد و تعريفشده نيست. در جلسه قبل
توضيح دادم هنوز به صورت عدد استاندارد تعريف نشده است. شايد يكي از
دلايلي كه ظرف 90 يا 100 سال گذشته خصوصاً از دهه پنجاه ميلادي به
اين طرف آمار سرطان و مشكلات مواد شيميايي در بدن انسان حاد شده و خود
را به صورت بيمـاريهـايـي كه با آلودگيهاي ميكروبي انطباق ندارند
نشان ميدهد همين پليمرها هستند. ما براي سم در آزمايشگاه يك شاخصي
تعريف ميكنيم به نام 50LD
يا مقداري از يك سم
كه ميتواند پنجاه درصد از حيوانات آزمايشگاهي را از بين ببرد. براي
پليمرها هنوز چنين چيزي شناسايي نشده است. چون اصولا اينها سم تشخيص
داده نشدهاند. از طرفي هم اين شرايطي كه ما اعمال ميكنيم در آزاد
كـردن مـنـومر آزاد يا مهاجرت اصل قضيه است. اساساً پليپروپيلن يا
پلـياتـيلن وقتي توليد ميشود اگر سرباره نباشد، مسئله نداشته باشد و
براي استفاده در صنعت غذا مجاز باشد مشكل مهاجرت نخواهد داشت. اما قطع
به يقين اگر پلياتيلن از 95 درجه به بالا از نقطه نرميرد ميشود و
در 100 درجه ذوب ميشود. در توليد فيلم تا دماي 230 درجه آن را براي
اكستروژن كتينگ ذوب ميكنيم يا در دماي 160 درجه آن را به صورت فيلم در
ميآوريم تمام اين دماها تاثيرات خود را روي از هم پاشيدن زنجيره
پليمري ميگذارند. ولي اين كه در بستهبندي و در اتوكلاو هفت دقيقه
با دماي نود درجه پاستور انجام شود يا 10 دقيقه با دماي 75 درجه پاستور
انجام شود اين فروپاشي پليمر را بحثانگيز ميكند و آن را زير سوال
ميبرد. هنوز هيچ عدد و هيچ رقمي براي مهاجرت در پليمر خصوصاً در
اُلفينها شناسايي تعريف نشده است.
بايد از گريد صحيح در
كاربرد درستش استفاده شود. با پليپروپيلن گريد نساجي، فيلم هم توليد
ميشود. همان چيزي كه ساليان است به آن سلفون ايراني ميگويند. اين
گرانول در پتروشيمي براي يك كاربرد تعريف شده است. در صنعت براي كاربرد
ديگري. همه ميدانيم كه از گريد تزريقي پلياتيلن
HDPE
كيسه فريزر يا نايلكس كه نام تجاري
مصطلح آن شده هم توليد ميكنند. اين بالاي هشتاد درصد تركيبش گريد
تزريق است. بنابر اين نه اين كه خود
HDPE
كه در ظرف استفاده ميشود اگر براي
فيلم استفاده شود فودگريد نباشد. ولي فرآيندي كه اعمال ميكنيم چه در
توليد فيلم چه بعد از توليد به صورت ظرف و ورود به خط توليد و
بستهبندي محصولات غذايي و شرايطي كه آن جا اعمال ميشود اهميت دارد.
شرط اول اين است كه شما يك
محصول را به حداقل بار آلودگي برسانيد. اگر محصول را با بار آلودگي
پايينتري به خط برسانيد اين محصول ميتواند از شرايط پاستور ضعيفتر و
خفيفتر برخوردار باشد تا ريسك و خطر انتقال منومر پيش نيايد. تحت هيچ
شرايطي و در هيچ آزمايشگاهي گراديان انتقال منومر آزاد شده يا همان بحت
مهاجرت در يك سطل رب گوجهفرنگي كه مثلاً با 85 درجه 15 دقيقه پاستور
شده يا 95 درجه سه دقيقه پاستور شده قابل اندازهگيري نيست. مهمترين
عامل پيشگيري همان بحث وجدان بيدار و آگاه خود مصرفكننده مواد است.
زيرا تجمع پليمر در بدن براحتي قابل تشخيص نيست. ولي شما ميبينيد كه
يك ظرف پلياستايرن يا
PET
در مجاورت سركه، آبليمو يا كچاپ در مدت
7 تا 8 ماه در نقاط بـحـرانـي خـود يـعـنـي جـايـي كـه حـداقل ضخامت را
دارد مضمحل شده و به ضعيفترين وضع خودش رسيده است. شايد شما بتوانيد
بعد از نه ماه يا يك سال اين انتقال را اندازهگيري كنيد ولي با
برداشتن يك نمونه از روي خط و بردن به آزمايشگاه اين قابل اندازهگيري
نيست.
در پاسخ به دوستي كه
درباره نحوه بررسي ميزان مهاجرت پليمر در ماده غذايي ميتوانم بگويم
قائدتاً اولين كاري كه انجام ميدهند جنس ظرف شما را از شما ميخواهند.
جنس ظرف را با تاييديهاي كه توليدكننده پليمر به شما داده تطبيق
ميدهند. آن توليدكننده پليمر ممكن است براي ميزان تخريب و فروپاشي
پليمر خود محدودهاي مانند دما، پرتوهاي مختلف مانند ايكس، يووي و...
را تعريف كرده باشد. ولي در خصوص بحث مهاجرت آن چه كه در داخل محصول
شـمـا هم هـسـت مـانـند ويسكوزيته،
PH
و ... تاثيرگذار است. يعني
مهاجرت پليپروپيلن مورد استفاده براي ظرف پنير در آب پنير شايد خيلي
محدود و نزديك به صفر باشد. اما اگر در همان ظرف رب را به صورت پركني
داغ بستهبندي كنند اين نرخ مهاجرت ممكن است خيلي بالا برود. بنابر
اين كاربرد و تاثير فرآيند بعدي تاثيرگذار است. ولي اين عدد بصورت يك
گزارش دقيق چندان قابل دستيابي نـيـست. نفوذها قابل اندازهگيري هستند
چون در آن جا به دنبال يك جزء در محيطي كه آن جزء وجود ندارد ميگرديم
اما گراديان انتقال بصورت يك عدد شايد در يك محدوده مشخص قابل تعريف
باشد اما نه مرز دارد و نه دقت اندازهگيري. مگر ابزار جديدي امسال به
آزمايشگاهها رسيده باشد كه بتوانند اندازهگيري كنند. حداقل در تدوين
ضوابط استاندارد و ضوابط بستهبندي در خود وزارت بهداشت هم نبوده است.
نورائي:
در اين جا دو مهاجرت مطرح شد يكي هنگام پركني داغ مانند رب
گوجهفرنگي و يكي در طول زمان مانند آبليمو بود. پرسش اين است كه زماني
كه اين مهاجرت فقط هنگام پركني داغ صورت گيرد آيا به معناي اين است كه
تخريب فقط در لحظه پر كردن روي ميدهد؟
طاهري:
مثالي كه از پنير زدم، آب پنير، رُب يا سُس كچاپ مربوط به همين
بود. ما يك اثر تخريبي در لحظه داريم كه پركني داغ است. زماني كه دما
از بين بـرود ايـن شـوك حـرارتي باعث شكست پيوندهاي زنجيره پليمري و
يا اجزاي كاتاليست (اگر در بعضي از محصولات وجود دارد) خواهد شد.
مثلاً پلياستايرن منبسط شده
EPS
وقتي با هگزان منبسط شده باشد كه اغلب
همين طور است، در صورت تخريب هگزان را آزاد ميكند.
نورائي:
ك ميكنم كساني ك فرآيند پركني داغ را طراحي و ابداع
كردهاند پيشبيني اين مشكلات را كرده باشند. به نظر من مشكل از
فرايند نيست. زماني شكل پيش مآيد كه ا مواد نامناسب و نابجا را
وارد به عنوان مواد بستهبندي وارد فرايند پركني داغ نم. زيرا خود
فرآيند قبلاً روي آن مطالعه و سپس به صنعت ارائه شده است.
طاهري:
دقيقاً همين طور است. وقتي ميگوييم عدم انطباق، منظور عدم
انطباق دامنه كاربرد است. يعني اگر تعريف كردهاند كه ميتوانيم تن
ماهي را در بستهبندي شبيه سانديس پليپروپيلن توليدشده با روش كَست را
براي داخل آن توصيه كردهاند نه پلياتيلن را. پلياتيلن را ميتوانيم
براي آبميوه داشته باشيم. زيرا در آبميوه فقط بحث قند و كربوهيدرات را
داريم. بحث پروتيئن و چربي در آبميوه و شربتها وجود ندارد. باضافه اين
كه دماي پاستوريزاسيون نيز 80 تا 84 درجه است. در دمايي بالاتر
محدوديت پروتئين به قوت خود پابرجا است . اما وقتي در بستهبندي ماده
غذايي مثل كنسرو گوشتي بحث حساسيت خيلي بالاتر است. فرآيند اعمال
حرارت بعدي هم بالاتر است. مجاورت با گروه پليمري دامنه ديگر اين بحث
خواهد بود.
شـهـرسـتـانـي: بـهـتـر
اسـت اول ببينيم چرا در محصولات غذايي فرآيند پـاسـتـوريـزاسـيـون و
اسـتريليزاسيون را اعمال ميكنند. دليل آن افزايش زمان ماندگاري
محصولات است. رب را مثال بزنيم كه چرا پاستوريزه ميشود؟ اگر داخل
قوطي فلزي بستهبندي ميشود يك پروسه دمايي طي ميكند به دليل آن كه در
درازمـدت مـتـحـمـل آلـودگـيهـاي مـيـكـروبـي نـشـود. بـه هـمين خاطر
فرايند پـاسـتوريزاسيون يا استريليزاسيون را طي ميكند.
در حال حاضر بحثي كه مطرح
است و چند سال است كه در كشور ما باب شده در خـصـوص مـواد پلـيـمـري و
موضوع پركني داغ در ظروف
PET
است. اجازه بـدهـيد چون همه درگير اين
مسئله هستند در خصوص
PET
كمي بيشتر توضيح دهم. ما براي
بستهبندي
PET
با توجه به نوع محصولي كه قرار است
بستهبندي شود سه نوع بستهبندي داريم.
يك نوع
PETهايي هستند كه به صورت هيتسِت هستند
يعني طراحي ظرف طوري است كه در برابر فشار داخلي يا خارجي مقاومت كند.
زماني كه مثلاً محصول داغ در آن پُر ميشود بعد كه سرد شد وكيوم ايجاد
ميشود. يك تورفتگي پيش ميآيد و آن تغيير شكلي كه در طراحي بطري
PET
هنگام بلومولدينگ ايجاد ميشود اين وكيوم را ميپوشاند. مثالي كه
ميتوانيم براي آن بزنيم گلاب ربيع است. طراحي ظرف طوري است كه اگر
محصول داغ پُر شود بعد از اين كه سرد شد تغيير شكل ندهد.
حالا چرا
PET
تغيير شكل ميدهد؟ به دليل اين كه دماي
Tg
يا تبديل شيشهاي
PET
نزديك 80 درجه است، وقتي در دماي
بالاي 80 درجه قرار ميگيرد ساختار زنجيره پليمري آن آزاد ميشوند.
ميتوانند آزادانه حركت كنند و تغيير شكل ميدهند. يكي از مشكلات
واحدهاي توليدكننده در خصوص استفاده از
PET
بـراي محصـولاتي كه پاستوريزهميشوند
همين است. شما در منزل هم ميتوانيد امتحان كنيد. يك بطري خالي آب
معدني را برداريد. آب با دماي 80 درجه داخل آن بريزيد. ميبينيد كه
تغيير شكل ميدهد. اين براي يك واحد توليدي خيلي بد است و مشتريپسند
نيست. ايشان مجبور هستند دما را پايين بياورند. كاهش دما باعث ميشود
كه آلودگي ميكروبي بالا برود. اتحاديه اروپا در خصـوص محصـولاتـي كـه
داخـل PET
بستـهبنـدي مـيشـونـد مـيگويد اگر از
( Preservativeموادي
كه براي افزايش ماندگاري استفاده ميشود) استفاده كنيد ميتوانيد
محصولات را پركني داغ نكنيد. البته اين به شرايط استاندارد داخل
كـشــور بـاز مـيگـردد. مـا بـراي بعضـي از محصـولات غـذايـي اجـازه
نـداريـم از
Preservative
استفاده كنيم و اگر قرار
باشد كه از آن استفاده نكنيم ميتوانيم پركني داغ انجام دهيم.
اكنون به بحث اول خود باز
ميگرديم. يك گريد هيتست داشتيم كه بر اسـاس آن طراحي ظرف طوري است
كه از تغيير حالتي كه احتمال دارد رخ دهد جلوگيري ميكند. شكل ديگر
گريد پركني داغ است. پليمرها در پــركـنــي داغ بــه دو شــاخــه
تـبــديـل مـيشوند. گرانولي كه براي بطريهاي فـرايند پركني داغ
استفاده ميشود يك كوپليمر است. كوپليمري است از 10 درصد
( PENپلياتيلن نفتالات) و 90 درصد
( PETپلــياتـيلــن تــرفـتــالات.)
دمــاي تـبــديـل شيشهاي اين كوپليمر بالا و حدود 90 درجه است. نمونه
آن در بازار موجود است. اين نوع ظروف كه محصولات در آن قرار گرفتهاند
از جنس كوپليمر
PEN
است. روش ديگر اين است كه از
PET
استفاده ميكنند كه در آن پروسه
كريستالايز انجام شده است. به اين ترتيب است كه گرانولي كه براي
پريفرم استفاده ميشود بايد
IVبالا داشته باشد.
IV
چيست؟
IV
در اصل توزيع جرم مولكولي پليمرها را به ما ميگويد. هرچه
IV
پليمر بالاتر باشد زنجيرههاي پليمري
طويلتر است، فايده طـويل بودن زنجيرههاي پليمري اين است كه هنگام
بلومولدينگ
PET
وقتي كريستالايز ميكنيم
PET
در دستگاه دچار پارگي نميشود. دوم اين
كه طويل بودن زنجيرههاي پليمر از جهت نفوذناپذيري بالا براي محصولات
گازدار بسيار خوب است. براي مثال IV
مناسب براي بستهبندي دوغ، بالاي 85/0 است. پس يك مرحله توليد پريفرم
داريم كه از گرانولهايي با IV
بالا استفاده ميشود. از اين جا به بـعـد مـرحلـه كـريـسـتـالايز
كردن است كه بسيار مهم است. يعني وقتي عمل بلومولدينگ انجام ميشود در
دو جهت كشيدگي ساختار ملكولي داريم. همين مسئله باعث ميشود كه
كريستالايز اتفاق افتد يعني درصد كريستال شدن
PET
بالا برود و
Tg
يا دماي شيشهاي هم از 80 به سمت بالا ميرود و ما براحتي ميتوانيم
محصولاتي با دماي 80 تا 85 درجه را داخل بطري پر كنيم و تغيير شكل و
دفرمگي هم روي ندهد. بحث ديگر در در خصوص اسپتيك است. فرايند حرارتي به
اين صورت است كه محصول آماده و پاستوريزه ميشود. پس از آن وارد بخش
پركني ميشد. خش پركني يك اتاق اسپي است كه با فشار مثبت كار
ميكند. يعني هم درب و هم بطري كه ميتواند بطري معمولي (نه مخصوص
ركني داغ) باشد شـسـتـشـو داده شده وارد محظه پركني ميشود. از طرف
ديگر محصولي كه پـاستوريزه شده وارد شده و به صورت سد بستهبندي
ميشود و اين عاري از ميكروب است.
پرسش:
در شركتي كه در توليد آبجو فعاليت دارد ديدهام محصول در بطري
PET
به صورت پركني داغ پر نميشود اما از
يك تونل پاستوريزاتور ميگذرد.اين چه نوع پركردني است؟
شهرستاني: بعضي از
محصولاتي كه گاز دارند مثل آبجو، اول بستهبندي ميشوند و بعد داخل
تونل پاستوريزاسيون قرار ميگيرند. بعضي از محصولات مثل گلاب نيز
پاستوريزه ميشود و هنگام پاستوريزاسيون پر(بستهبندي) هم ميشود.
پرسش:
دماي پاستوريزاسيون چه تاثيري ميتواند داشته باشد؟ تا آن جا كه
من ميدانم
IV
همان
IVاست
كه براي نوشابه استفاده ميشود؟
شهرستاني: در حال حاضر
موادي پتروشيمي توليد ميشود با IV 70
تا 80 به بالا توليد ميشود كه براي آب معدني، نوشابه و غيره قابل
استفاده است. بعضي از واحدهاي توليدي گراماژ مواد را بالا ميگيرند.
بعد محصول را گرم پر ميكنند ولي بلافاصله داخل تونل سرما ميبرند.
اگر بخواهند داغ پُر كنند و ظرف تغيير حالت بدهد مشتريپسند نيست و
براي يك كارخانه نقطه ضعف است. پس داغ پُر مـيكـنـند و بلافاصله داخل
تونل سرما ميبرند. اين تكنيكي است كه يكي از شركتهاي ايتاليايي دارد.
پرسش:
آزادسازي منومرها پيش نميآيد؟
شهـرستـانـي:
بحث داغ پر كردن يك طرف، بحث مهاجرت منومرها و افزودنيهايي كه
در پليمر است هم طرف ديگر است. شما بايد بدانيد پليمري كه تهيه ميكنيد
مشكلي نداشته باشد. از واحد توليدي كه گرانول فودگريد باشد تا پروسه
توليد آن كه پروسهاي باشد بدون دخل و تصرف غير مجاز. اگر بخواهيم بحث
مهاجرتها را مطرح كنيم مشابه فرايندي را كه محصول طي ميكند در طي
پروسه توليد در خصوص ظرف اعمال ميكنند. يعني آزمايشات خاصي است كه هم
در اروپا و هم در آمريكا انجام ميشود. ظروف را با توجه به فرآيندي كه
محصول طـي مـيكنـد در معـرض شرايط عملياتي قرار ميدهند. براي مثال
كارخانهاي مـيخـواهـد آبميـوه تـوليـد كند، دماي پاستوريزاسيون 80
است. بعد محصول بستـهبنـدي مـيشـود. بـراي ايـن كـه مهـاجرتها را
مورد بررسي قرار دهند از مشابههاي غذايي استفاده ميكنند. مثلاً اگر
آبميوه بخواهد بستهبندي شود از اسيد استيك 3 درصد استفاده ميكنند.
اگر نوشابههاي الكلي بخواهد بستهبندي شــود از الـكــلهــاي بــا
درصــدهـاي مختلـف استفـاده مـيكننـد. بعـد شـرايط پاستوريزاسيون را
به آن اعمال ميكنند. مثلا اگر قرار است محصول نيمساعت يا ربع ساعت
در دماي 80 يا 90 درجه پاستوريزه شود، همان شرايط را با زمان بيشتر
يعني شرايط سختتر اعمال ميكنند. در واقع مشابه غذايي كه داخل ظرف پر
ميشود اگر قرار است يك ربع در شرايط پاستوريزاسيون قرار بگيرد نيم
ساعت در دما قرار ميگيرد، بعد از آن شرايط عادي است. 10 روز در دماي
40 درجه قرار ميدهند وقتي زمان به سر آمد مقادير منومرها را
اندازهگيري ميكنند. روشهاي مختلفي براي اين كار وجود دارد. مهاجرت
كلي
)Overall Migration(
داريم و مهاجرت
اختصاصي
.)Specific Migration(
مثلاً اگر بخواهيم
در
PET
بررسي كنيم با توجه به مشابههاي غذايي
كه وجود دارد اسيد استيك 3%، الكل 15% و روغن زيتون است كه با توجه به
محصولاتي كه بستهبندي ميشود در اين آزمون قرار ميگيرند. وقتي شرايط
را به آن اعمال كرديم با توجه به اين كه چه منومرهايي در آن پليمر
باشد بررسي ميشود. الان بحث ما
PET
است. در
PET
اندازهگيري اسيد ترفتالات، اسيد ايزوفتاليك، اتيلن گلايكول،
دياتيلنگلايكول و آنتيموان انجام ميشود.
پرسش:
در مورد PET
دو مطلب است كه در ايران شايد خيلي كم رعايت ميشود. يكي زمان بعد از
بلومولدينگ يا ساخت بطري است كه گازهايي از آن متصاعد ميشود و در
استانداردي كه دارد بايد حداقل 24 ساعت ظرف را پس از توليد نگه داشت و
پس از آن مواد غذايي در آن پر شود.
در يكي از كارخانههاي
نوشابهسازي بوديم، گفتيم چرا شما بطري را پس از توليد مستقيم روي خط
پركن ميآوريد. گفتند در تابستان ما هيچ ذخيرهاي نداريم در بازار
متقاضي زياد است و دپو كردن براي ما امكان ندارد. پرسش من اين است آيا
اين گازي كه در داخل ظرف در كنار مواد غذايي مثل نوشابه و يا هر محصول
ديگري پر ميشود از نظر بهداشت و سلامت بر روي مصرفكننده اثري دارد؟
مطلب ديگر اين كه متفاوت بودن مناطق جغرافيايي در كشور ما كه همه جور
آب و هوا داريم و حمل و نقل آنها در ظروف
PET
از مناطق سرد به گرم و بلعكس اثري در
مواد غذايي ما دارد؟
شهـرستـانـي: گازي كه
متصاعد ميشود استالدئيد است. PET
به دليل ساختاري كه دارد يك گروه كربوكسيل انتهايي و يك گروه اتيلن
گلايكول انتهايي دارد، از قسمت انتهاي زنجيره اتيلن گلايكول در پروسه
دمايي امكان آزاد شدن استالدئيد وجود دارد. در نظر داشته باشيد گرانول
يك مرحله دمايي را طي ميكند و به پريفرم تبديل ميشود. دوباره يك
مرحله دمايي را طي ميكند و به بطري تبديل ميشود. اگر پاستوريزه هم
بشود بايد اين مرحله دمايي را طي كند اما شدت آن كمتـر اسـت. همين
مسئله باعث ميشود كه استالدئيد از گروههاي اتيلن گلايكـول زنجيره
انتهايي آزاد شود و در بافت PET
قرار گيرد. در محصول هم ميتواند بيايد.
خوشبختانه به دليل اين كه
حد مجاز استالدئيد يعني مقداري كه ميتواند ايجاد آلايندگي كند كم است
مشكلي نيست. يعني اگر 24 ساعت قبل از پر كردن نگهداري نكنند مشكلي
ايجاد نميكند. تنها مشكلي كه پيش ميآيد اين است كه طعم را تغيير
ميدهد. شما در نظر بگيريد يك واحد توليدي كلي هزينه ميكند و آب
مصرفي خود را از فيلترهاي ريورز اُسموز رد ميكند كه تصفيه شود. از
بهترين عصارهها استفاده ميكند. ولي در نهايت از بطري كه استفاده
ميكند 24 ساعت توقف نداشته و كار را خودش خراب كرده است. محصول را از
نظر بازار دچار مشكل ميكند ولي از نظر آلودگي شيميايي مشكلي ندارد.
پرسش: در خصوص آزاد شدن
بنزن در نوشابهها؟
شهرستاني:
آزاد شدن بنزن در مورد نوشيدنيهايي است كه از بنزوا سيم در
آنها استفاده ده است. مقالاتي در اين زمينه وجود دارد ولي بايد
اندازهگيري شود. فكر نميكنم در حدي باش كه مشكل ايجاد كند.
پرسش: منظور در درازمدت
است نه در كوتاهمدت.
شهرستاني: اين موردكه شما
ميفرماييد در خصوص نوشابههاي نارنجي رنگ است چون كولاها از اسيد
فسفريك استفاده ميشود.
نـورائـي: جلسه قبل در
مورد بنزوات سديم صحبت شد كه در درازمدت مـيتـواند مسئله ايجاد كند.
اما آزاد شدن استالدئيد هنگام پركني داغ چطور ميشود؟
شهرستاني:
همان طور كه ميدانيد اين موضوع هنگام تبديل گرانول به پريفورم
و به بطري است كه موارد آن هم زياد نيست. ما خيلي مقالهاي درباره اين
كه در خصوص آزاد شدن استالدئيد دچار مشكل شده باشيم نداريم.
در خصوص حالت اول كه گفتم،
براي جلوگيري از تغيير شكل بطريهايPET
ميتوانند از گاز ازت استفاده كنند. هنگام فرايند پركني، گاز ازت داخل
بطري دميده ميشود كه بعد از اينكه سرد شد از تغيير حالت آن جلوگيري
كند.
پرسش:
لطفا درباره خود ازت و نقش آن در فضاي داخل بستهبندي كمي توضيح
دهيد.
شهـرستـاني:
ازت يك گاز خنثي است و به دليل خنثي بودن هيچ تاثيري بر ماده
غذايي ندارد. آن را به جاي هوا درداخل بسته پر ميكنند. در روش اتمسفر
اصلاح شده يا
MAP
از تركيبات ديگري مانند تركيب دياكسيد
كربن با ازت هم استفاده ميشود. اما در خصوص موضوع وكيوم شدن محصول بعد
از پركني داغ، ازت ميتواند مفيد باشد.
نــورائــي: بـيشتـر
تـوليـدكننـدههـاي مـورد نـظـر مـا دستگاههاي آنها تزريق ازت ندارد.
يعني حتي براي آنها پيشبيني هم نشده است، مثل لبنيات و يكي از علل
اصلي تشكيل اين جلسه هم مشكل پركني داغ كشك بود. ممكن است نازل ازت روي
خط پركني و دربندي ظرف كشكي كه به صورت فيل™ سيل پر ميشود نصب نشده
باشد. در واقع پيش از اين هم نياز آن وجود نداشته است. در حال حاضر
تزريق ازت روي دستگاه نيست و نصب آن هم شايد اقتصادي نباشد.
شـهـرسـتـاني:
موضوعي كه مطرح ميشود ظروف
PET
است كه قابليت پركني داغ را دارند. در
حال حاضر اگر واحدهاي توليدي هستند كه آبميوه توليد ميكنند اينها
طراحيPET
كه بتواند شرايط پاستوريزاسيون را تحمل كند ندارند. كاري كه اين
توليدكنندگان ميكنند اين است كه ابتدا محصول را پاستوريزه و سپس آن را
سرد كرده و وقتي به دماي 60 درجه رسيد آن را در بطري پر ميكنند. حال
ببينيم در چنين فرايندي چه مشكلي پيش ميآيد.
يك بطري
PET
اگر قرار باشد با روش پركني داغ پر شود
بايد وزني بيش از 40 گرم داشته باشد. حال آن كه شما ظروف
PET
در بازار ميبينيد كه در آنها آبميوه پر شده و وزن آنها 40 گرم است.
اين خود نشانه آن است كه فرايند توليد اين محصولات پركني داغ نبوده و
توليدكننده محصول را سرد كرده و بعد در بطري ريخته است.پس آن فرايند
پركني داغ كه مـيتوانست آلودگي ميكروبي را از بين ببرد انجام نـشـده
اسـت. احـتـمـال آلـودگـي ميكروبي در اين محصولات بالاي 90 درصد
ميتواند باشد.
اگر دقت كنيد ميبينيد در
گلابهايي كه به صورت سنتي و غير استاندارد پر شدهاند پس از مدتي
قارچ رشد كرده است. دليل آن هم همين روش سرد كردن پيش از پركني است.
پرسش: آيا در خصوص چنين
محصولاتي پرتودهي ماوراء بنفش UV
فايدهاي دارد.
شـهـرسـتـاني: زماني اين
موضوع در خصوص آب معدني مطرح بود كه منتفي شد.
پـرسش: از نظر مهاجرت،
پلياتيلن و پليپروپيلن كداميك براي فرايند پاستوريزاسيون و پركني داغ
مناسبتر است؟
شهرستاني: پلياتيلن و
پليپروپيلن چون هر دو از گروه پلياولفين هستند ايمني بيشتري دارند
مشكلي در خصوص مهاجرت ندارند. مگر آن كه مواد افزودني به آنها وارد شده
باشد كه احتمال مهاجرت به ماده غذايي را افزايش ميدهد. اما در خصوص
پركني داغ چون پلياتيلن، پليپروپيلن و پلياتيلن ترفتالات
PET
هر سه نقطه ذوبي بالاتر از 130 درجه
سانتيگراد داشته و دماي تبديل شيشهاي آنها نيز پايين است مشكلي براي
پركني داغ ندارند.
مـطلبـي را درباره
افزودنيها بايد اضافه كنم. وزارت بهداشت فرمهاي سهبرگي دارد كه در
اختيار تــوليـدكننـدههـا قـرار مـيدهـد و مشخصـات مـواد،
افزودنيها، روش بستهبندي و ساير اطلاعات فني محصول را در آن اعلام
ميكنند.
در خصوص مواد اوليه
پتروشيمي و به طور كلي مـوادي كـه در تـمـاس بـا مـواد خـوراكـي
هـسـتـنـد
Food Contact Materials
نيز فرم هشتبرگي داريم كه FDA
منتشر كرده است. توليدكنندگان اين گونه مواد موظف هستند اين فرم
هشتبرگي را پر كنند. در اين فرم درباره مواد اوليه، افزودنيها، فرمت
توليد و ميزان مهاجرتي كه افزودنيها در به ماده غذايي خواهند داشت
پرسش شده است.
نورائي:
اكنون شايد بهتر
باشد اندكي هم به بخش ديگري از مسائل مربوط به پركني داغ يعني مشكل
وكيوم شدن ظرف پس از سرد شدن محصول در داخــل ظــرف و تغييـر شكـل
نـاخـواستـه ظـرف بپردازيم. زماني كه محصول پُر ميشود و بعد كه فرآيند
سرد شدن براي آن پيش ميآيد محصول شروع به جمع شدن ميكند و عمل وكيوم
يا مكش هواي داخل ظرف انجام ميشود. اين مسئلهاي است كه در تمام جهان
در رابطه با پركني داغ پيش ميآيد. پيشنهاداتي براي حل اين مشكل وجود
دارد. يك پيشنهاد همان بود كه آقاي مهندس شهرستاني فرمودند. يعني ما پس
از عمليات پركني، گاز ازت يا همان نيتروژن وارد ظرف كنيم. ازت خنثي است
و آن فضا را پُر ميكند و اجازه وكيوم و به دنبال آن بدشكل شدن ظرف را
هم نميدهد. ولي مشكلي در اين رابطه وجود دارد و آن اين است كه خطوط
توليدي كه اين مسئله را مطرح كردهاند فاقد تجهيزات تزريق ازت هستند.
براي خروج از اين مشكل
راهكارهايي در بخش طراحي ظروف وجود دارد. بيشتر راهكارهاي مقاله با
نتايج وكيوم در رابطه با ظروف
PET
س. چون بخش بزرگي از ظروف مورد
اسفاده در پركني داغ ظروف PET
هستن.
بيشتر مطالعات انجام شده
در اين باره هم توسط شركتهاي بزرگ توليدكننده خطوط نوشيدنيها انجام
شده كه نزديك به صد در صد ظروف آنها بطري است و به صورت دمش توليد
ميشود. اما اين نكته را هم بايد در نظر داشته باشيد كه گاهي در بحث
پركني داغ شرايطي مانند وضعيتي كه توليدكنندگان كشك پيدا كردند پيش
ميآيد. يعني كشك را به صورت پركني داغ در ظرفي ميريزند كه شكل آن
مانند كاسه است نه بطري.
اين از آن موضوعاتي است كه
كمتر در دنيا روي آن كار شده است. يعني اغلب روي بطري
PET
مطالعه و طراحي ميشود. بحث ظروفي كه به صورت كاسه هستند خيلي كم كار
شده است و چون اين فرآيند دارد در ايران راه ميافتد، نياز است كه در
اين بخش نيز كار شود. حالا چه از نظر طراحي صنعتي ظروف و چه از نظر
اين كه در فرآيند پُركني راهحلي براي آن در نظر گرفته شود.
بديهيترين روش مقابله با
جمع شدن ظرف بعد از سرد شدن محصول كه ما به آن وكيوم شدن ظرف ميگوييم،
استفاده از وكيومپنل است. ايده وكيومپنل ايده جديدي نيست. ظروف فلزي
كمپوت و كنسرو از ديرباز داراي وكيومپنل در سر و ته و گاهي ديوارهها
بوده و هستند. وكيومپنل را بايد روي خود بطري طراحي كرد. يعني جزء
ساختار فيزيكي بطري است. اگر به بطريهايي كه براي فرايند پركني داغ
توليد شدهاند توجه كنيد خواهيد ديد كه بدنه اين گونه بطريها شكل صاف
و سادهاي ندارد. بلكه در آن پلهها و پستي و بلنديهايي وجود دارد.
همچنين بطريهايي را مشاهده ميكنيد كه گرد و استوانهاي نيستند و
اشكال هندسي دارند. طراحي چنين ظروفي بسيار سخت است. سادهترين شكل
طراحي بطري آن است كه استوانه باشد. چيزي مانند ساختن كوزه روي چرخ
سفالگري كه فرمهاي مختلفي را به صورت گرد پيرامون يك محور عمود ايجاد
كنيم.
يكي از مشكلات مهم در
پركني داغ مسئله از دست رفتن مقاومت مكانيكي پلاستيك است. هر چه سرعت
سرد شدن بطري پس از عمليات پركني داغ بيشتر باشد بطري كمتر ضعيف ميشود.
فـاكتور حرارت رابطه
مستقيم با زمان دارد. شما ميتوانيد دست خود را بسرعت از آتش عبور دهيد
يا به آب داغ بزنيد اما اگر اين تماسها اندكي طولاني شود بدن شما آسيب
ميبيند.اين موضوع درباره بسياري از مواد از جمله پلاستيك صدق ميكند.
اين موضوع در خصوص ظروفي كه وكيومپنل دارند و پركني داغ ميشوند اهميت
دوچندان دارد. زيرا اين ظروف يك تغيير فيزيكي نهايي دارند كه همان
مقاومت عموميبدنه در برابر فشار وكيوم و انتقال فشار به وكيومپنلها
است كه به سمت داخل حركت كنند و خلاء داخلي را پر كنند.
بايد گفت طراحي بطريهاي
مناسب پركني داغ بسيار سخت و پرمحاسبه است. وكيومپنلها حالت پلهاي و
آكاردئوني دارند. اين حالت آكاردئوني به چه كار ميآيد؟ وقتي در داخل
ظرف حالت مكش و وكيوم پيش ميآيد وكيومپنلها كه حالت آكاردئوني دارند
به داخل ظرف كشيده ميشوند.
در واقـع تغييـر در ظـرف
اجتنابناپذير است اما با وجود وكيومپنل شكل عموميظرف به هم نميخورد
و ظاهر ظرف حفظ ميشود. يكي از نمونههاي معروف اين نوع طراحي را در
آبميوههاي با برند بهنوش كه در ظروف
PET
عرضه شده ميتوانيد ببينيد.
وكيومپنلهاي آن در نيمه پايين بطري قرار گرفتهاند. البته اين اواخر
طرحهاي جديدتري ارائه شدهاند كه با بكارگيري آنها ميتوان از مواد
كمتري در بطري استفاده كرد.
چند سالي است موجي در صنعت
PET
ايجاد شده كه بر كاهش وزن بطريها
تاكيد دارد. همان طور كه مهندس شهرستاني هم اشاره كردند كاهش وزن بطري
در فرايند پركني داغ مشكل ايجاد ميكند. چند سال پيش براي مهار تغيير
شكل ظروف، يك پيشنهاد از سوي شركت كرونز آلمان ارائه شد كه بر مبناي آن
توصيه شد از پريفرمهاي كوتاهتر استفاده شود تا توزيع يكنواخت مواد در
مناطق مياني و انتهايي بطري هنگام دمش و باد شدن آن بهتر صورت گيرد.
اين پيشنهاد بر جلوگيري از
انباشت مواد در ته بطري تاكيد دارد. انباشت مواد در ته بطري نهتنها
نوعي هدر رفت مواد است بلكه باعث ضعف ديوارهها ميشود. طراحي
وكيومپنل براي پوشش ضعفهاي فيزيكي بطري در پركني داغ است. در واقـع با
طراحي مهندسي وكيومپنلها و توزيع صحيح مواد هنگام دمش بطري ميتوان به
سوي كاهش وزن بطري نيز حركت كرد.
هنگام وكيوم شدن بطري،
وكيومپنلها به داخل كشيده ميشوند ولي شكل بطري همان شكل اوليه باقي
ميماند.
شما هميشه نميتوانيد
براحتي به وكيومپنل دست پيدا كنيد. بعضي ظروف به دليل شكل خاص و روش
توليد خاص خود شما را در ايجاد وكيومپنل محدود مـيكـنـند. بسياري از
ظروف لبني به روش دمشي يا همان بلومولدينگ توليد نميشوند. بلكه با روش
ترموفرمينگ و وكيومفرمينگ با فرايندي سادهتر از دمش توليد ميشوند.
همچنين اگر مظروف غليظ باشد ايجاد وكيومپنل در ديوارهها، تخليه ظرف
را دشوار كرده و باعث نارضايتي مصرفكننده خواهد شد. در اين گونه ظروف
مناسبترين وجه براي ايجاد وكيومپنل، كف ظرف ميباشد.
ظروف كاسهمانند كه با روش
ترموفرمينگ توليد شدهاند و كشك را در آنها به صورت پركني داغ پر
ميكنند از اين گونه ظروف هستند. براي حل مشكل وكيوم شدن در اين ظروف
ميتوان به طور همزمان از دو راه حل استفاده كرد. اول به حداقل رساندن
فضاي خالي در ظرف، دوم ايجاد وكيومپنل در وجه زيرين ظرف. ممكن است با
واژگون كردن ظروف پس از سيل شدن و قرار دادن فضاي خالي ظرف در مجاورت
وكيومپنل(كه در ته ظرف قرار گرفته)، عملكرد وكيومپنل آسانتر و سريعتر
و با كمترين مقاومت فيزيكي انجام شود.
اما تكيه بر وكيومپنل بار
زيادي را به ساختار بطري و حتي اقتصاد توليد وارد ميكند. يكي از
راهحلهاي كمكي كه ميتواند در كنار استفاده از وكيومپنل به كار گرفته
شود. به حداقل رساندن فضاي خالي در ظرف است. يعني اين كه ما تا جايي كه
امكان دارد ظرف را پر كنيم. البته اين ترفند رابطه مستقيم با كاهش وزن
بطري و مديريت منابع نيز دارد. با بكار گيري اين روش ميتوان ميزان
ماده به كار رفته در بطري را كم كرد و يا اين كه با حداقل كردن فضاي
داخلي بطري، ميزان ماده اضافه را صرف تقويت ديوارههاي آن كرد. در يك
محاسبه نظري ميتوان گفت يك بطري كه در شرايط پركني داغ تا نيمه پر شده
باشد صد در صد وكيوم بيشتري نسبت به يك بطري كاملا پر دارد.
در شمـاره 74 ماهنامه
صنعت بستهبندي نكات خوبي درباره كاهش وزن بطريهاي مورد استفاده در
فرايند پركني داغ چاپ شده كه علاقمندان ميتوانند به آن مراجعه كنند.
•