متني
كه در ادامه ميآيد
در شماره ويژه
ماهنامه
صنعت چاپ به نام كتاب سال
بستهبندي ايران سال 1384 به مناسبت
دوازدهمين نمايشگاه بينالمللي چاپ و بستهبندي به چاپ رسيده است
ميتوانيم دلخوش باشيم كه امروز بستهبندي
براي عامه مردم تعريف شده است. صنايع توليدي نيز به قدركافي بر
اهميت بستهبندي واقفند و نمونهها و برترينهاي بستهبندي را در
حوزه فعاليت خود ميشناسند. بررسيهاي تخصصي از وضعيتي كه پيش از
اين در بستهبندي داشتهايم و روندي كه طي كردهايم و مقصدي كه
قصد داريم به آن برسيم، نشان ميدهد كه از پيشرفت و تكنولوژي
بستهبندي در جهان فاصله چنداني نداريم و از نظر تعامل با كشورهاي
پيشرفته در عرصه بستهبندي نيز از جايگاه مناسبي برخورداريم.
نفت ما و
بستههاي پلاستيكي
از نظر پيشرفت
حوزههاي بستهبندي، صنايع ما به سرعت به سمت بستهبندي پلاستيكي
پيش ميروند. به دليل وجود منابع نفت و گاز در كشور و
سرمايهگذاري شركت پتروشيمي، توليد مواد اوليه پلاستيك در كشور
افزايش يافته است. طبيعي است كه مجموعه پتروشيمي در توجيه اين
سرمايهگذاري، تبليغات وسيعي را در جهت گسترش پلاستيك آغاز كند. از
اين رو پلاستيك جايگزين انواع بستهبندي از قبيل شيشه شده است.
مثال بارز آن تبديل شدن جعبههاي كارتني به بستههاي شرينك است.
پيش از اين جعبههاي پودر شوينده درون كارتن قرار ميگرفت. اما
امروز به روش شرينك بستهبندي ميشود، بگذريم از اينكه جعبه اوليه
پودر شوينده نيز در حال تغيير شكل به پلاستيكهاي چندلايه است. از
اين تغييرات نميتوان اظهار تأسف كرد. همانند بحث سلفونكشي در چاپ.
امروز لمينيت در صنعت چاپ نيز بسيار گسترش يافته و حتي ورني هم
جاي خود را به لمينيت داده است و توجيه نيز دارد.
جلد كتابي كه
لمينيت شده، به راحتي پاره نميشود و نماي زيباتري هم دارد. كاربرد
پلاستيك نيز به نوعي توجيهپذير است، اما با اين سرعت در آينده
نزديك دچار پلاستيكزدگي خواهيم شد. همچنين با مشكلات محيط زيستي
وسيعي نيز مواجه خواهيم شد- بيشتر از هر كشوري كه در مصرف پلاستيك
رشد داشته و يا خواهد داشت. در زمينه گسترش بستهبندي پلاستيكي بايد
كنترل بيشتري صورت بگيرد، اما تاكنون فقط در حد شعار بوده، چون
حصول اين هدف به سازماندهي وسيعي نيازمند است.
صنعت بستهبندي
نيز مانند ساير صنايع تحت تأثير برنامهريزيها و سياستگذاريهاي
موجود در كشور عمل ميكند. سرمايهگذاران نيز از بيم به خطر افتادن
سرمايه به سمت پلاستيك رفته و با آن هماهنگ شدهاند. در حالتي كه
وضعيت كاغذ در كشور نابسامان است، سرمايهگذار توجيهي ندارد تا خود
را با شرايط نابسامان آن تطبيق دهد، از اين رو گرايش به سمت
پلاستيك بيشتر است.
هجوم پلاستيك،
تنوع و نشاط را از ساير بستهبنديها به خصوص شيشه گرفته است. در
حالي كه شيشه و فلز در بستهبندي كاربرد خاص خود را دارند. در
صنايع دارويي هنوز شيشه پيشتاز است. البته قابل ذكر است كه هم
اكنون محققان و كارشناسان پليمر در حال توليد بطريهاي دارويي
پلاستيكي هستند و در آينده اين بطريها جايگزين بطريهاي دارويي
شيشهاي خواهد شد.
جاي اميدواري
است كه هنوز هم وقتي توليدكنندهاي ميخواهد اصالت، سابقه و كيفيت
محصولش را به نمايش بگذارد به سراغ پلاستيك نميرود، چون پلاستيك
در بحث اصالت به طور ذاتي ضعيف است.
به طور
مثال براي بستهبندي شيرينيهايي كه در فرهنگ ايراني هديه داده
ميشوند، مانند گز يا حتي زعفران بستهبندي پلاستيكي اصلاً دلچسب
نيست. حتي مقوا دراين بخش قويتر از پلاستيك عمل ميكند. بهترين
بستهبندي نيز براي اين گونه محصولات، بستهبندي فلزي است. همانطور
كه ميبينيد، در مواردي كه خواص كاربردي فلز و شيشه در بستهبندي
مطرح ميشود، هنوز پلاستيك نتوانسته وارد شود و همچنان شيشه و فلز
قدرت رقابت دارند.
البته پلاستيك
در سالهاي اخير از نظر زيبايي خود را با شرينك اسليو تقويت كرده
و گاهي درخشش فيلم پلاستيك بيننده را در مورد پلاستيك و شيشه به
اشتباه مياندازد. اما نوشيدنيهايي مانند انواع شربت در بطري
شيشهاي جلوه ديگري دارد. در بازارهاي بينالمللي هر محصولي بر
اساس خاصيت آن با بستهبندي
خاصي ارايه ميشود. به اصطلاح هر نوع بستهبندي كاربرد خود را
دارد و انواع نوشيدني با بستهبندي شيشهاي و فلزي مورد توجه است.
بخش بستهبندي
شيشه همچنان براي سرمايهگذاري فرصتهاي بسياري دارد و به خصوص در
بخش تغيير فرم شيشه و فيزيك بستهبندي و البته شيشه نسبت به
پلاستيك از مزيت مطلق برخوردار نيست. به عنوان مثال با اينكه براي
بسياري از مصرفكنندگان، انواع سس با بستهبندي شيشهاي پذيرفته شده
است، توليدكنندگان نوعي سس را فقط به علت تغيير بستهبندي آن از
شيشه به پلاستيك تبليغ ميكنند و مزيت بطري پلاستيكي اين سس را
مصرف راحت و تا آخرين قطره آن عنوان كردهاند.
بستهبندي
چوبي، مهجور مانده است
در مرور انواع
بستهبنديها به چوب ميرسيم كه كمتر مورد توجه قرار گرفته است.
چوب مهجورترين بستهبندي ما محسوب ميشود. براي بستهبندي چوبي نه
تبليغات اصولي صورت گرفته و نه دانش كافي در مورد بستهبندي چوبي
وجود دارد. حتي در قسمت بستهبنديهاي صنعتي (پالت و صندوق و
تختههاي چندلايه) نيز چوب رشدي نداشته است و واحدهاي توليد آن
اندك بوده و جوابگوي نياز صنعت نيست. در مورد محصولاتي مانند
انواع شيريني هم كه به عنوان هديه قابل عرضه است ، جاي بستهبندي
چوبي خالي است. نوعي گز در قالب بستهبندي چوبي ارايه شد ولي پس
از مدت كوتاهي متوقف ماند. توجه به اين مسأله نيز ضروري است كه
واحدهاي توليدكننده بستهبندي چوبي بسيار اندك و دور از دسترس هستند
و اغلب بستهبنديهاي نفيس مورد نظر سفارشدهندگان را برآورده
نميكنند. در ادامه مهمترين علت عدم گسترش بستهبندي چوبي را
ميتوان محدوديت منابع چوبي ايران عنوان كرد.
بهطور كلي من
در افق بستهبندي مسايلي را ميبينم كه هنوز خود را در بازار نشان
نداده است. عليرغم اين كه صاحبان صنايع ما در مورد فقر بستهبندي،
شناخت كافي به دست آوردهاند، ولي مسؤولان و برنامهريزان دولتي
اهميت آن را به قدر كافي درك نكردهاند. البته اين امر بديهي است.
آنان كه به بستهبندي نياز داشتهاند، دانش آن را نيز كسب
كردهاند، در حالي كه مسؤولان فقط حرفهاي كلي ميزنند و بستهبندي
را در سطح توجه به ظاهر آن نگه داشتهاند.
فرصتهاي
سرمايهگذاري در صنعت بستهبندي
در كنار بازار
رو به رشد پلاستيك، ساير بخشهاي بستهبندي با مشكلات داخلي خود
دست به گريبانند. اغلب شركتهاي كارتنسازي بزرگ سهامي عام محسوب
ميشوند، اما اگر به سهامداران شركتها توجه كنيم، ميبينيم بخش
اعظم آن ها سرمايه عام محسوب نميشود و از دسترس مردم به دور است
و به گونهاي از لحاظ سرمايهگذاري و مديريت تحت تأثير نيرويي خارج
از صنعت بستهبندي است.
اكثر مديراني
كه در بخشهاي صنعتي منصوب ميشوند، اقتصادخواندههايي هستند كه در
برههاي از زمان در را‡س كارها قرار ميگيرند، با اين هدف كه شركت
را از بحران مالي نجات دهند. بدون اينكه در زمينه بستهبندي تخصصي
داشته باشند. افراد مطلع و كارشناس بستهبندي كارتن در لايههاي
پايينتر مديريت اين صنعت فعاليت دارند.
نيازهاي بازار
در بخش كارتن، به حدي نرسيده كه توليدكنندگان براي سرمايهگذاري
مجاب شوند. از طرفي اگر هم سرمايهگذاري صورت گيرد، مديران به
پيشرفت امكانات و تجهيزات جديد آن هم با صرف هزينههاي كلان- تمايل
دارند، بدون آن كه پس از راهاندازي امكانات، پيشرفتهاي ملموس و
تأثيرگذاري در صنعت ديده شود. همانطور كه در صنايع سلولزي به خصوص
كاغذ و كارتنسازي كه به نوعي دولتي محسوب ميشوند، ميبينيم با
وجود تجهيزات جديد- به دليل مشكلات مديريتي- تغييري در نوع و كيفيت
محصولات خود نميدهند و ترجيح ميدهند با ساير توليدكنندگان دولتي
همكاري داشته باشند. در ساير بخشهاي بستهبندي سايه دولت كم رنگ
شده و صداي سهامداران عام بيشتر شنيده ميشود و بحث لياقت و
كارايي مطرح است.
بستههاي فلزي
و شيشهاي
در بستهبندي
فلزي، اين توانايي وجود دارد كه قوطيهاي جديد با كيفيت بالا توليد شود. مقواي
بزك شده، در بحث بستهبندي نميتواند با يك قوطي فلزي اصيل رقابت كند. از اين
رو با توجه به وفور صنايع غذايي لوكس در ايران (زعفران، شيريني، گياهان دارويي
و ...) نياز است كه در بخش فلزي سرمايهگذاري بيشتري صورت بگيرد، به خصوص در
زمينه تزيينات ظروف فلزي.
تهاجم ظروف
پلاستيكي، بازار بستهبندي شيشهاي را با يك بيميلي در سرمايهگذاري مواجه
كرده است. طي تماسهايي كه با صاحبان صنعت بستهبندي شيشهاي داشتهايم متوجه
شدهايم، صاحبان بستهبندي شيشهاي دچار ركود و در خود فرورفتگي شدهاند، حتي
برايشان تفاوت ندارد كه مشخصات واحدشان در كتاب صنعت بستهبندي درج شود يا نه.
بديهي است كه در تمام صنايع عدهاي بيتفاوت وجود داشته باشند، اما منحني
بيتفاوتي و عدم تمايل به سرمايهگذاري در صنعت شيشه بسيار بالاتر است. آنها
وقتي با انواع بستهبندي PET و حتي ظروف
جار از جنس PET مواجه شدهاند، بايد به
دنبال نوآوري باشند و بدانند در كدام قسمتها ميتوانند محصولات جديدي داشته
باشند. چون كارشناسان صنايع بستهبندي، كاربرد بستهبندي فلزي و شيشهاي را
بسيار متفاوت از پلاستيك ميدانند.
در مورد
بستهبندي برخي محصولات- كه هر كدام بايد با نام خودشان بررسي شوند- مثل
زعفران، پسته، كشمش و... به سادگي ميگويم هنوز نميدانم چرا سرمايهگذاري نشده
است. توليدكنندگان زعفران، به اندازه كافي سرمايه در اختيار دارند و از دانش
بستهبندي روز جهان نيز مطلع هستند، ما نيز به عنوان يك مجله اطلاعرسان،
انواع مختلف بستهبندي زعفران را در مجله معرفي كرده و حتي جنس مواد بستهبندي
را نيز از لحاظ علمي بررسي كردهايم، اما از درك علت عدم سرمايهگذاري در
بستهبندي زعفران عاجز ماندهايم!
فقر سازماندهي
و سوءاستفادهها
ايران خاك
حاصلخيزي دارد و با توجه به تنوع محصولات كشاورزي و شيميايي نياز
داريم تا در مورد كارگاههاي (ترمينالهاي) بستهبندي به صورت
نظاممند عمل كنيم. صنعت بستهبندي ما امروز از فقر سازماندهي و
نظام بستهبندي رنج ميبرد. به طوري كه عنوان بستهبندي حتي گاهي
ضد تبليغ شمرده ميشود. در مورد برخي محصولات، خريداران تصور
ميكنند هزينه بستهبندي محصول را ميپردازند و توجيه نميشوند. به
عنوان مثال در مورد محصولات قطعات يدكي، بستهبندي بدنام شد. اين
محصولات به گونهاي بستهبندي ميشد كه مشتري زمان خريد، قادر نبود
محصول را بررسي كند.
اگر مشتري پس
از خريد متوجه مشكل در قطعه ميشد، نميتوانست آن را پس بدهد، چون
فروشنده اظهار ميكرد وكيوم بستهبندي باز شده است. به همين دليل
عرضهكنندگان قطعات يدكي به سراغ گونهاي از بستهبندي رفتند كه
بتوان به راحتي آن را باز كرده و محصول را بررسي كرد. براي
اطمينان بيشتر هولوگرام را نيز به آن افزودند. به طور كلي ميتوان
گفت تقاضاي بازار و بخش خصوصي، زمينههاي مختلف صنعت بستهبندي را
رشد داده است.
چاپ
بستهبنديها
با تنوع انواع
بستهبندي، چاپ آن نيز به مواد بستهبندي وابسته شده است. به
موازات آن، طراحان بستهبندي نيز بايد در مورد مواد، آشنايي پيدا
كنند تا اينكه در مرحله چاپ با مشكل مواجه نشوند. شركتهاي
تبليغاتي به صرف اينكه پوستر و طرح جلد و حتي طرحهاي خوبي براي
بستهبندي روي جعبه ارايه دادهاند، اگر در مورد بطريهاي مختلف و
مادهاي كه مركب روي آن قرار ميگيرد، اطلاع كافي نداشته باشند، در
طراحي ليبل براي آن بطري، دچار اشتباه ميشوند و متأسفانه در اين
مورد، اغلب چاپخانهدار مورد بازخواست قرار ميگيرد.
در اين زمينه لازم است
كه شركتهاي چاپ بستهبندي مقداري برونگرايي داشته باشند و دانش
حرفهاي خود را به جامعه انتقال دهند. چاپخانهها در حوزه بستهبندي
با تيراژ ميليوني و برنامهها و سرمايهگذاريهاي كلان مواجهاند.
كالاهايي كه براي اولين بار و پس از تبليغ و فرهنگسازي قرار است
وارد بازار شود، ممكن است با يك اشتباه چاپي در مرحله طراحي يا
چاپ با شكست و حتي حذف واحد توليدي روبهرو شوند.
به طور مثال طرحي كه براي يك جعبه انتخاب ميشود به دليل عدم شناخت عوامل ثبات
رنگ از سوي طراح يا چاپخانهدار در مدت دو تا سه روز در مغازهها تغيير رنگ
ميدهد. يا اينكه چاپخانهها براي چاپ پوستر
يا جلد كتاب با راه كاغذ درگير نيستند، در صورتي كه براي چاپ
جعبه، راه كاغذ بسيار مورد توجه است.
اين نكته نيز قابل
توجه است كه گاهي واحدهاي چاپي نميتوانند به درستي پاسخگوي نياز
بستهبندي باشند. چون از دانش كافي براي كاربرد امكانات موجود
بهرهمند نيستند. گاهي نيز دانش كافي دارند، اما به روزمرگي عادت
كردهاند و تمايلي به ايجاد تغييرات و تنوع در كار ندارند.
از نظر پيشرفت چاپ
انواع بستهبندي، باز هم پلاستيك رشد بيشتري داشته است. طبق
طبقهبندي صنعت چاپ، افست از بالاترين كيفيت چاپ برخوردار است. در
بخش پلاستيك هم چاپ لفاف با چاپ افست قابل مقايسه است.
چاپ بستهبندي از لحاظ
تكنولوژي رشد پرشتابي داشته است، اما مسايل دروني چاپخانهها با اين
رشد برابري ندارد و همچنان بسياري از سفارشات چاپ بستهبندي به
خارج از ايران سفارش داده ميشود. به تازگي اسنك جديدي با لفاف
بستهبندي و چاپ متفاوت وارد بازار شده است، كه فقط يك بار
بستهبندي اين محصول توسط چاپخانههاي ايراني عرضه شد. توليدكنندگان
علت بيميلي به همكاري با چاپخانههاي ايراني را عدم كيفيت
نميدانند، بلكه برخوردهايي را عنوان ميكنند كه شايسته تفكر
مديريتي چاپخانهها نيست.
در زمينه چاپ پلاستيك
بيشتر بر چاپ لفاف تأكيد دارم. چون تجهيزات چاپ روي ظروف بسيار
گسترده و كم هزينهتر است و با چاپ ليبل نيز به راحتي جايگزين
ميشود.
بر روي بطري با
گزينههاي متعددي از قبيل افست خشك، پد پرينت، اسليو و ليبل كاغذي
ميتوان نتيجه گرفت: ماشينآلات بسياري نيز براي اسليوگذاري وارد
شده، كه جايگزين دايكات و چاپ مستقيم شدهاند. اما چاپ لفاف
جايگزيني ندارد.
دستگاههاي افست خشك هنوز به چاپ مستقيم روي ليوان
اختصاص دارد و به تازگي براي چاپ روي ظروف
پي.ئي.تي
نيز به خوبي جواب داده است. تا دو سال
پيش در خارج از كشور چاپ روي پي.ئي.تي
با يونيزه كردن مركب يووي و به سختي
صورت يافت، اما جالب است بدانيد دو شركت ايراني (ايحاگستر شمال و
سپاس) به طور همزمان با ايجاد تغييراتي در مركب چاپ توانستند
بر
روي پي.ئي.تي
چاپ كنند، البته تمايلي براي توضيح بيشتر
نداشتند.
در مورد كارتن نيز چاپ
تمام رنگي هنوز جايگاه خود را پيدا نكرده است. هر چند دستگاههاي
چاپ مستقيم چهار رنگ روي كارتن در ايران نصب شده، اما ترامگذاري
روي كارتن بسيار مشكل است و با سطوح چاپي ديگر تفاوت دارد.
به نظر ميآيد
اپراتورها در اين زمينه آموزش كافي نديدهاند. البته طراحان گرافيك
نيز بيتقصير نيستند. از طرفي به روش سيلك اسكرين هم ميتوان بر
روي كارتن چاپ كرد، اما اين روش در ايران رونق كافي نيافته است.
مجله صنعت بستهبندي
به جرات ميتوان گفت
مجله صنعت بستهبندي، روند رشد صنعت بستهبندي كشور را تسريع كرده
است. شاهد اين ادعا را نيز ميتوان بازتابهايي دانست كه به طور
دايم از سوي مخاطبان دريافت ميكنيم. توليدكنندگان بزرگ و بنام
محصولات بهداشتي و مواد غذايي به طور دايم با مجله صنعت بستهبندي
در ارتباط هستند و از بستهبنديهاي جديدي كه در مجله معرفي شده،
سؤال ميكنند و اينكه آيا امكان توليد آنها در ايران است يا خير؟
دستاندركاران صنعت
بستهبندي در يك صف مشغول به كار هستند و از مشكلات و مسايل درون
صنعت آگاهند. تصميمگيران و
سياستگذاران صنعت بستهبندي در صف ديگري قرار دارند و در واقع اين
دو با هم ارتباطي ندارند. مجله ما ميكوشد كه اين ارتباط را
برقرار سازد.
هر ماهه يك هزار جلد
از مجله صنعت بستهبندي براي كليه سازمانهاي دولتي در تمام
شهرستانها از بالاترين مرتبه تا كوچكترين ردههاي مرتبط به
بستهبندي فرستاده ميشود، اما در مورد مطالب مندرج در مجله و يا
مسايل صنعت بستهبندي، تاكنون واكنشي از جانب آنها دريافت نكردهايم!
به هرحال ما به وظيفه اطلاعرساني خود عمل ميكنيم.