مدتي
است كه به دليل حرفه نخستم يعني معلمي، بشدت درگير برنامههاي آموزشي بستهبندي
و حرفههاي جانبي آن هستم. از جمله برنامههاي آموزشي من سمينارهاي تخصصي است
كه در شهرستانهاي مختلف دارم. اغلب اين سمينارها يك روزه و دوروزه هستند. اين
سمينارهاي خارج از تهران فرصت خوبي است كه ارتباط مناطق مختلف ايران با موضوع
بستهبندي و مشكلات واحدهاي مربوطه را بررسي و ارزيابي كنم.
همچنين اين سفرهاي آمورشي فرصت خوبي است كه با دستاندركاران توليد، بازرگاني و
تبليغات آن هم از منظر بستهبندي آشنا شده، عملكرد و نظراتشان را بررسي كنم و
به درد دلهايشان گوش دهم. هنوز فرصت نشده به همه استانها سفر كنم. اما چند
استاني را كه در شمال و جنوب و مركز و شرق و غرب مورد مطالعه قرار دادم مرا به
نتايج مشتركي رساند. مهمترين وجه مشترك همه استانهايي كه من براي تدريس دانش
بستهبندي به آنها سفر كردم به قرار زير است:
-
تاثير
بيش از حد نظرات و سلايق مسئولان دولتي و حكومتي اعم از استاندار، نمايندگان
مجلس، مديران كل و روساي سازمانهاي استان
-
اطلاعات
دقيق سرمايهگذاران و عشق، احساس مسئوليت و احاطه ايشان نسبت به كار خود
-
وجود
شناخت لازم (نه كافي) و ابندايي از بستهبندي در كنار دانش پراكنده و غير
استاندارد در اين زمينه
-
سطح
پايين دانش فني و عملياتي دستاندركاران طراحي و تبليغات و چاپ، بخصوص در عرصه
علوم گرافيك ديجيتال
شايد بتوان گفت اين شرايطي است كه در مركز هم وجود دارد اما به دليل آن كه با
تهران مانند كل كشور برخورد شده و تصميمات در سطوح بسيار عالي گرفته ميشود
همچنين تمركز اختيارات و تخصصها در آن، كمتر به چشم ميآيد.
رفتار غيرمسئولانه بعضي مسئولان
بسيار جاي تعجب است كه در استاني، يك واحد صنعتي فوق مدرن با سرمايه بخش خصوصي
راه ميافتد، صدها نفر مشغول به كار ميشوند. آمار توليد و صادرات استان بالا
ميرود. مسئولان دولتي(ادارات تخصصي مربوطه) در سطح كشوري آن واحد صنعتي را
مورد تاييد و تقدير قرار ميدهند اما در مقابل، برخي از مسئولان استاني بدون
توجه به همه اين ارزشها و بدون ارائه هيچ دليل قانوني پيوسته با طرح ادعاهايي
آن واحد صنعتي را مورد بازرسي و تهديد قرار داده و متهم به انواع جرايم نامربوط
و غيرقابل اثبات ميكنند. جالب اينجاست كه بسياري از اين مسائل در محدوده استان
انجام ميشود. گويي برخي از مسئولان استاني اصرار دارند ثابت كنند فارغ از آن
چه در مركز ميگذرد در محدوده استان خود قدرت بلامنازع هستند. نه انگار كه
بخشي از ايران بوده و بايد در مسير برنامهها و چشمانداز ملي توسعه كشور
باشند. متاسفانه بسياري از اين گونه مسئولان هنگام موضعگيري در برابر طرف
مقابل از منافع ملي و حتي امنيتي دم ميزنند و كار را پيچيده ميكنند
مردمان اهل عمل و آبادگر
واقعا از حرف تا عمل راه بسياري است. عده فقط حرف ميزنند، برنامه ميريزند
و براي ديگران تعيين تكليف ميكنند. امضاها و بيتالمال هم در دستشان است. در
مقابل عدهاي از مردم همين ب و خاك، تمام افكار و روياهايشان ساختن و آباد
كردن است. وسته در حال محاسبه راهاندازي خط توليد يا كارخانهاي جديد هستند.
چه اهميتي دارد كه ايشان ثروتمند و مرفه باشند و يا اتومبيلشان آخرين مدل باشد.
زياد به خارج از كشور سفر كنند و خانه مجللي داشته باشند. مهم اين است كه
سرمايه خود را در اين آب و خاك به كار گرفتهاند، اشتغال ايجاد كردهاند و
پذيرفتهاند كه همه اثرات مثبت و آيندهساز فعاليتهايشان به نام جمهوري
اسلاميايران و براي اين نظام و مردم باشد. ايشان در تمام مشكلات داخلي مانند
فساد اداري و اقتصادي و سوء مديريتها و مشكلات خارجي مانند تحريمها،
كارشكنيها و اهانتها، دوشادوش مسئولان عاليرتبه نظام ايستادهاند و باعث
روسفيدي ايشان در جهان شدهاند. بسياري از اين كارآفرينان اصولا علاقهاي به
جهتگيريهاي جناحي ندارند اما همواره نگران تفكر و ديدگاههاي جناحي هستند كه
بر سر كار ميآيد. متاسفانه بسياري از اين گونه كارآفرينان تحت تاثير انبساط
اختيارات و دخالتهاي برخي مسئولان منطقهاي، حالت انقباضي به خود گرفتهاند و
اين براي چشمانداز توسعه كشور بسيار خطرناك است.
فرهنگسازي بستهبندي
از
نكات اميدواركننده در ملاقات با صنايع استانهاي مختلف ايران توجه ايشان به
بستهبندي و درك اهميت آن است. اين شرط لازم است اما شرط كافي نيست. اطلاعات
صنايع كشور در باره بستهبندي، استاندارد نيست. باورهاي غلط و ديدگاههاي
غيرتخصصي زيادي وجود دارد كه با كار آموزشي قابل اصلاح است. ممكن است استاندارد
نبودن دانش و اطلاعات بستهبندي در حال حاضر چندان مهم و تاثيرگذار به نظر
نيايد اما با توسعه بيشتر صنايع اگراين ديدگاهها اصلاح نشود و استراتژيهاي
بستهبندي در واحدهاي توليدي و صنعتي بر همين روال پيش برودزاويه ديدگاه غلط با
ديدگاه صحيح بيشتر شده و مسير پيموده شده ديگر قابل اصلاح نخواهد بود.
گرافيك غير از هنر، علم هم دارد
از
مشكلات مشهود در بررسي بستهبندي كالاهاي نبود دانش لازم در زمينه مديريت رنگ،
مديريت خروجيهاي ديجيتال، شناخت روشهاي چاپ و بسياري از علوم گرافيك است كه
عمق طراحي بستهبندي را محكم ميكند. اين موضوع ربطي به سليقه و اعمال نظر
سفارشدهنده ندارد. عليرغم آن چه طراحان بومي ميگويند، اتكاي بسياري از
توليدكنندگان غير تهراني به طراحان تهراني ارتباط مستقيم با ضعف دانش فني و
عملياتي طراحان بومي دارد. اين معضل به طور كامل به وسيله آموزش قابل اصلاح
است. فقط لازم است بخواهيم كه بدانيم.