آن چه در اين جا ميخوانيد
فكري نيست كه تازه در ذهن ما شكل گرفته باشد. حتي حرف تازهاي هم نيست و پيش از
اين بارها درباره آن نوشتهايم و گفتهايم. با اين حال اميد داريم كه با
تـكـرار اين نوشتهها و گفتهها بستر مناسب براي حركتهاي سازندهاي چون سازمان
نظام بستهبندي فراهم شود.
امروز روزي ديگر است. همان طور كه ديگر كسي گرافيك را بـا
تـرافـيـك اشـتـبـاه نـمـيگـيـرد مـيتـوان گـفـت بـستهبندي و كاركردهاي مهم
آن امروز براي طبقات مختلف جامعه عاملي شـنـاخـته شده است. اما آشنا بودن جامعه
با عاملي به نام بستهبندي به تنهايي نميتواند نكتهاي مثبت ارزيابي شده و
باعث عاقبت به خير شدن دستاندركاران بستهبندي شود. زيرا بستهبندي نيز مانند
هر تكنيك و روشي ميتواند در دو جهت خير و شر مورد بهرهبرداري قرار گيرد.
بـسـتـهبـنـدي ميتواند عاملي براي فريب خريداران باشد. متاسفانه
انتهاي چنين مسيري تا بدترين شكل آن يعني معلوليت و مرگ و ورشكستگي براي
مصرفكنندگان قابل تصور است.
شايد در سالهاي گذشته كه بستهبندي در كشور ما اين چنين فراگير
نشده بود خطر سوء استفاده از بستهبندي نزد مردم و مسئولان چندان مهم و واقعي
به نظر نميآمد. البته ماهنامه صنعت بستهبندي از همان ابتدا اين خطر را گوشزد
ميكرد(1.
رشد سريع فنآوري بستهبندي در همه جاي دنيا از جمله ايران سطح
كيفي كلاهبرداري به وسيله بستهبندي را آن قدر بالا برده كه تنها و تنها
متخصصان امر ميتوانند تخلفها را تشخيص دهند.
دسـتاندركاران بستهبندي بايد بدانند كه رشد و توسعه صنعت
بستهبندي شمشيري دولبه است كه به موازات خدمت به مصرفكنندگان اگر در خدمت
سودجويان قرار گيرد ميتواند به مـصـرفكـننده و ساير دستاندركاران و زحمتكشان
عرصه بسته بندي صدمات ريشهاي بزند.
مشكلاتي كه در اين رابطه پيش ميآيد تنها در پيدايش ذهنيت بد در
مصرفكنندگان خلاصه نميشود. بلكه مشكل اصلي از آن جا شروع ميشود كه پاي
عدهاي خارج از اهالي بسته بندي به اين صنعـت بـاز مـيشـود. البتـه نه براي
سرمايهگذاري كه براي قانونگذاري و ايجاد ضابطه هاي ريز و درشت.
قانون چيز خوبي است به شرطي كه در جريان تدوين حدود و قانون همه
طرفهاي صالح ذينفع به صورت فعال حضور داشته باشند.
تخلف در بستهبندي تنها در حوزه مواد غذايي و سلامت مصرفكننده
نيست. يك جامعه صنفي مانند يك خانواده است كه مسائل گوناگوني را در خود دارد.
ضمن اين كه پيش كشيدن بحث تخلف تنها يك مثال واضح براي معضلات درون صنفي است.
اگر نه ضرورت وجودي نظامهاي صنفي هيچ گاه محدود به بحث تخلفات نبوده و نيست.
گفتنـي اسـت استفـاده از واژه صنـف در اين مطلب طبق تعاريف اداري
و دولتي آن كه در نهايت به مجمع امور صنفي بازميگردد نميباشد. اتفاقا يكي از
كانونهاي مشكلات همين تمايز بحث صنف و صنعت البته از جنبه اداري آن است. در اين
جا هدف از كاربرد واژه صنف كمك گرفتن از اين كلمه براي جمعبندي تلاشهاي همه
دستاندركاران بستهبندي است كه نتيجه مشتركي در ذهن و ديد عامه دارد و آن
”بستهبندي“ است.
هشيار باشيم با آن كه دستاندركاران صنعت بستهبندي هر كدام كم و
بيش يك واحد توليدي يا خدماتي محسوب ميشوند كه در گرايشهاي متنوعي از صنعت
فعاليت ميكنند اما نوع نقش بسته بندي در عرصه توليد به شكلي است كه تصميمگيري
در بسياري از موضوعات مربوط به چرخه توليد و عرضه ميتواند همه بخش بستهبندي
را تحت تاثير قرار دهد.
براي مثال بسياري از تصميمات مربوط به بهداشت كالاهاي توليدي
رابطهاي مستقيم با موضوع بستهبندي داشته و ميتواند موجهايي را وارد اين صنعت
كند. در اين راستا عدهاي از اهالي بستهبندي خوشبخت و عدهاي نيز بدبخت
ميشوند. از طرفي نميتوان گفت همه اين موجها مثبت و بجا بودهاند. شايد فردا
عدهاي ديگر از زحمتكشان بخش بستهبندي گرفتار يكي از موجهاي ويرانگري شوند كه
از بيرون صنف به آن وارد ميشود.
از آن جا كه بستهبندي راجع به هر چيزي ميتواند معني شود و از آن
جا كه اين مفهوم، صنايع و حرفههاي گوناگون و گاهي متضادي را زير چتر خود دارد
همواره در همگرايي دچار مشكل بوده است. اين موضوع باعث شده هر از چندگاهي مدير
يا كارشناسي كه تازه از راه رسيده با ديدن چندي از معضلات موجود هيجانزده شده
از طريق تريبونهايي كه هميشه براي دولت موجود است به اظهار عقيده و بايد و
نبايد بپردازد.
دستاندركاران بخش بستهبندي بايد بدانند كه هر چه به لطف زحمات و
سرمايه ايشان ضرورت و كيفيت بستهبندي در كشور بيشتر توسعه مييابد واقعيتي به
نام بستهبندي عيانتر شده و عده بيشتري علاقمند به اظهار نظر در آن ميشوند و
البته بسياري از ايشان قصد انقلاب در اين بخش را دارند!
هـر چـه دستاندركاران بخش بستهبندي و قديميهاي آن ديرتر به فكر
همگرايي و اصلاح صنف خود بپردازند تعداد و قدمت تصميمگيراني كه از بيرون گود
براي ايشان تعيين تكليف مـيكـنـنـد بـيـشـتـر شـده و بعضي قوانين و سليقهها
نهادينه ميشوند.
صنايع بستهبندي پيش از اين نيز موضوع متولي غير خودي را تجربه
كردهاند. عدم همگرايي ميان اهالي يك صنف يا منطقه فـرصـت خـوبـي اسـت بـراي
غـير خوديهايي كه با روشهاي گوناگون به حكميت پرداخته و احكام سليقهاي صاد
كنند.
بستهبندي يك مفهوم كلي و نسبي است. نشانهها و حد و مرز مطلق
ندارد. بخش بستهبندي از صنايع و حرفههاي گوناگوني تشكيل شده كه هر كدام اه
خود را ميروند اما تركيب آنها يك نام دارد و آن ”بسبندي“ است. به عبارت
ديگر با آن كه قوانين بازار، استانداردها و كنترل كيفي محصولات هر يك از صنايعي
كـه بـه بستهبندي مربوط ميشوند منحصر به همان صنعت هستند اما به دليل
تركيبهاي متفاوتي كه ميتوان از اين مجموعه به دست آورد نياز به يك نظام و
كنترل نيز در چارچوب كلي بستهبندي احساس ميشود.
اما اين تنها بخش از صنعت و خدمات در يك كشور نيست كه دچار اين
تنوع است. صنعت ساختمان نيز مجموعهاي است از محصولات و تخصصهاي متفاوت كه
تركيب آنها چيزي به نام ساختمان است. تركيب نقش اول را در بستهبندي و ساختمان
ايفا ميكند.
آيا به جز اين است كه يكي از سازمانهاي مسئول در برابر بـحـثـهاي
كيفي ساخت و ساز همين سازمان نظام مهندسي سـاخـتـمـان است؟ زيرا ساختمان محصولي
است از تركيب عـنـاصـري مـتفاوت كه با كيفيتهايي متفاوت جمع شده و با روشهاي
متفاوتي با يكديگر تركيب ميشوند. اين مجموعه از طراحي خيالانگيز يك فضاي
سهبعدي تا كيفيت لولههاي به كار رفته براي فاضلاب را شامل ميشود.
در واقــع تــركـيــب ايــن عـنــاصـر از مـعـنـوي تـا مـادي و
پديدآورندگان آنها را تشكلي سازماندهي ميكند. آن تشكل يك سازمان نظام مهندسي
است.
مـعـضـل اصلـي بـسـتـهبـندي كيفيت عناصر تشكيلدهنده نـيـسـت.
مـعـضـل در تـركـيـب عـنـاصـر اسـت. نـميتوان تمام مقواسازيها را واداشت تحت
يك استاندارد خاص مقوا توليد كـنند. بلكه بر استاندارد تركيبات بستهاي كه در
آن از مقوا استفاده ميشود بايد نظارت كرد.
بستهبندي نياز به سازمان نظام بستهبندي دارد تا بر تركيبي كه به
نام بستهبندي معرفي ميشود نظارت كند. تنها در قالب چنين سازماني است كه
ميتوان سطح عموميبستهبندي را رشد داد. سازمان نظام بستهبندي از بازي خوردن
دستاندركاران بستهبندي توسط اين اداره و آن اداره دولتي جلوگيري ميكند و يا
از شدت آن ميكاهد.
اين يك واقعيت است كه خود دولت نيز در مواجهه با بخش بستهبندي
دچار سرگرداني است. يعني دولت براي وضع قوانين درباره بستهبندي نميتواند همه
طرفهاي ذينفع در قضيه را شناخته و طرف مشورت قرار دهد. از اين جهت است كه گاهي
مصوبات و ابلاغيههاي بعضي موسسات و سازمانهاي دولتي مورد پذيرش همه طرفهاي
صلاحيتدار بستهبندي نيستند.
سـازمـان نـظـام بـستهبندي در ايجاد يكپارچگي و حركت هدفمند و
برنامهدار بخش بستهبندي كشور بسيار موثر خواهد بود. كشور ما پيش از اين نيز
سازمانهايي از اين دست را تجربه كرده و در حال بهرهبرداري از آنها است. با
وجود اختلافاتي كه بين بخش بستهبندي با بخش ساختمان يا پزشكي كشور وجود دارد
با اين حال ميتوان از مدل تشكيلات سازماني و روش اداره اين سازمانها و
تجربههاي موجود در آنها براي ايجاد و راهبري سازمان نظام بستهبندي كشور بهره
گرفت.
سازمان نظام بستهبندي بهترين جايگاه براي اصلاح امور كلـي
مـربـوط بـه بـسـتـهبـنـدي در كـشور است كه با حضور سرمايههاي علمي و عملي
اين بخش فراگير و در كنار نمايندگاني از سازمانهاي دولتي مربوطه شكل ميگيرد.
ماهنامه صنعت بستهبندي دستاندركاران بخش بستهبندي كـشور و
سازمانهاي دولتي مربوط به اين موضوع را براي تشكيل سازمان نظام بستهبندي دعوت
ميكند.
--------------------------------------
1- ماهنامه صنعت
بسته بندی شماره 36 - «بسته بندی داخلی کلاهی گشاد بر سر مصرف کننده!»