وقتي يك دستگاه ريسوگراف تهديد محسوب شود.
وقتي ناظر چاپ تهديد محسوب شود. وقتي وزارت ارشاد و صنايع هر دو تهديد محسوب
شوند. وقتي هر كسي به جز آن كه ماشين چاپ افست دارد غيرخودي محسوب شود. وقتي
عدهاي با تفكر و ادراك صنفي اصرار دارند خود را به عنوان تصميمسازان و
سياستگزاران ملي يك صنعت بزرگ و متنوع جلوه دهند و به اين هم بسنده نكرده علوم
و صنايع همكار خود را هم زيرمجموعه خود بخوانند نتيجه چيزي جز تضاد دروني
نخواهد بود. از يك سو خدمات چاپ را در ميان هزاران حرفه و تخصص چنان مهم و
تاثيرگذار عنوان ميكنند كه كودك تازه به دنيا آمده را هم مديون صنعت چاپ
ميدانند و از سويي ديگر دستگاه كپي و ريسوگراف را تهديد قلمداد ميكنند. اگر
به راستي اين همه امور به دست چاپ انجام ميشود و چاپ اين همه بهرهور و عناصر
مرتبط دارد چرا تصميمگيري در اين عرصه فقط به دست مجريان چاپ است؟
با اين حال به نظر ميآيد اهالي چاپ ديگر از
حرفهاي تكراري خسته شدهاند. تعداد واحدهايي كه در كار چاپ وارد ميشوند و
اصرار دارند كه با رهبران صنف خود برخورد نداشته باشند رو به توسعه است. اين
حركت بخصوص در بخش بستهبندي بسيار به چشم ميخورد. نگاه محدود و موضعگيريهاي
غير تخصصي بعضي از رهبران صنفي چاپ نه به ايشان توان مديريت پهنه وسيع تخصصهاي
موجود در چاپ را ميدهد و نه خيل متنوع روزيخوران سفره چاپ علاقهاي به تمكين
در برابر ايشان دارند
.
اوضاع به سمت بهبودي است. امروز متولي دولتي چاپ بيش از هر زماني
موضعگيريها و عملكردهاي مثبت و سازنده دارد. اين به معني تاييد همه چيز در
دفتر امور چاپ وزارت ارشاد نيست. اما ساقهاي كه بذرش از چند مديريت قبلي در
خاك جا گرفته بود و از دوران مديريت جامي سر از خاك براورد رشد خود را ادامه
داده و كم كم به ميوهدادن نزديك شده است. شهرك چاپ از جمله اين ميوهها است.
اگر به شعار شهرك چاپ يعني ”همگرايي با هدف همافزايي“ دقت كنيم خواهيم دريافت
كه اين همان عامل مثبتي است كه در گذشته نبوده و امروز زمينهاش فراهم شده و
شهرك چاپ ميتواند آن را عيني كند.
ذات فرافكني، روح همگرايي و اعتماد به ديگران را از بين ميبرد.
اين كه همواره تقصيرها را به گردن ديگران بياندازيم و غير خوديها را مزاحم و
مداخلهگر معرفي كنيم هيچ جايي براي ”اتحاد“ در عرصه توليد باقي نميگذارد.
زيرا از چشم داروغه همه مجرم هستند مگر خلاف آن ثابت شود. اما در منظر شيخ همه
پاك هستند مگر غير آن اثبات شود. حركتي چون ايجاد شهرك چاپ به دليل تقويت
همزيستي حرفهاي و آموختن اين كه در يك حرفه و در كنار يكديگر كار كنيم موجب
بهبود ادبيات و باورها در اهالي چاپ شده و دستاندركاران حرفههاي گوناگون
مرتبط با چاپ را به صورت يك توليدكننده واحد در ميآورد.
ميتوان مدعي شد ارزشهايي مثبت اين همگرايي و همافزايي مدنيت
جديدي است در ميان اهالي چاپ كه اگر به درستي شكل بگيرد در حد ايجاد يك تشكل
چاپي جديد در تاريخ چاپ ايران ثبت خواهد شد. با اين تفاوت كه اين تشكل جديد بر
خلاف بسياري از تشكلها از طريق بازدهي بالاي خود شناخته خواهد شد نه از راه
درخواستها و اعتراضاتش.
چاپ عرصهاي بزرگ است و شايد با راهاندازي شهرك چاپ فرصتي پيش
بيايد تا بسياري از صنايع و حتي خود مدعيان توليت چاپ با عرض و طول واقعي آن و
با حرف متعددي كه در اين عرصه فعاليت ميكنند بيشتر آشنا شوند. شايد فرصتي جديد
براي سازماندهي و طبقهبندي دقيقتر و صحيحتر مشاغل فعال در صنف و صنعت چاپ نيز
فراهم شود.