مرا بخوان 

 Up / English / Contact Us / Magazine / About Us

    صفحه اول/ درباره ما /  تماس با مامجله صنعت بسته‌بندي /  كتابهامقالات و نوشته‌ها  /  كتاب سال بسته‌بندي /  نمايه مجلات

 
 
قابل توجه همه متخصصان بسته‌بندي
فراخوان بانك اطلاعات متخصصان بسته‌بندي
اين جا را كليك كنيد
كاربر گرامي
به منظور حفظ حقوق عزيزاني كه ماهنامه صنعت بسته‌بندي را از طريق پرداخت حق اشتراك مشترك شده‌اند از اين پس نسخه ديجيتالي رايگان اين ماهنامه با فاصله دو شماره از آخرين شماره چاپ شده روي سايت اينترنتي ايران‌پك قرار خواهد گرفت. درباره اشتراك مجله
 
کتاب صنعت و خدمات بسته‌بندي
کاملترین فهرست فعالان بسته‌بندي در کشور
IranPack is the Iranain Information Center on Packaging in the internet. Those who are competent in working with internet and know its unlimited capacities, may think that they know what is iranpack.org. But we say that even they cannot guess how useful this site is at the moment.

 

رضا نورائي
Reza Nouraee
مدير مسئول و سردبير ماهنامه صنعت بسته‌بندي
عضو كميته ملي استاندارد بسته‌بندي
عضو هسته برنامه‌ريزي درسي رشته مهندسي بسته‌بندي

 

ده سال گذشت

فروردین و اردیبهشت 1386

متني كه در ادامه مي‌آيد به عنوان سرمقاله شماره‌ 88 ماهنامه صنعت بسته‌بندي به چاپ رسيده است

 
كمي قبل از ده سال پيش بود.
درست یادم نمی آید اواخر سال 1374 بود یا اوائل سال 75. در کار چاپ و بسته‌بندي بودم. درامد بدی نداشتم. هم پروژه‌هاي چاپی و هم پروژه های چاپ بسته‌بندي را انجام می دادم. همچنین دوره های نظارت چاپ را هم برای اولین بار راه اندازی کرده و مشغول تدریس آنها بودم. رساله دوره کارشناسی را با موضوع از طراحی تا چاپ نوشته بودم که خیلی مورد توجه زنده‌یاد مرتضی ممیز قرار گرفته بود و اصرار داشت که به صورت کتاب چاپ شود تا کار اساتید گرافیک آسان گردد. حتی سالهای بعد برای آن مقدمه ای هم نوشت.
در آن دوران با وجود ارادتي كه بر و بچه‌هاي نشريه صنعت چاپ داشتم بر اين باور بودم كه لازم است كم كم مباحث بسته‌بندي از زير سايه چاپ بيرون آمده و ارزشهاي خود را در محيطي مستقل و تخصصي مطرح كند. اين بود كه به اداره مطبوعات داخلي وزارت ارشاد رفتم و تقاضاي مجوز نشريه ”چاپ و بسته‌بندي“ را كردم.
آن روز بيست و هشت يا بيست و نه سال داشتم. و سري پرشور و البته بي‌خبر از آينده‌اي كه براي خود و صنعت كشورم رقم مي‌زدم.
يك سال و نيم، شايد هم بيشتر گذشت تاصبح يكي از روزهاي پاييز 76‌ مهدي كركه‌آبادي مدير نشر بشارت كه از دوستانم بود تلفنم را به صدا دراورد و بي مقدمه گفت: ”سلام آقاي مدير مسئول. تبريك مي‌گم.“ در آن لحظه به تنها چيزي كه فكر نمي‌كردم مجوز نشريه‌ام بود. ولي مهدي گفت: ”آقا تبريك مي‌گم. مجوز نشريه‌ات صادر شده.“ باور كردني نبود. مدت زيادي بود كه كار اعطاي مجوز نشريات متوقف شده بود و بسياري از درخواست كنندگان قيد آن را زده بودند. اما آن روز پس از چندين سال كه مجوز نشريات بـه صـورت قطره‌چكاني صادر مي‌شد نام ده نشريه جديد در روزنامه همشهري اعلام شد. ما نخستين گروه از نشريات بوديم كه با شروع به كار دولت سيدمحمد خاتمي مجوز انتشار گرفتيم. اين چنين شد كه‌ نهالي در ميان درختان سر براورد و صنعتي را مطرح كرد كه بسرعت زبانزد كارآفرينان شد و شتاب پيشرفت صنايع كشور را افزايش داد. صنعت بسته‌بندي كشور هويتي مستقل يافت. آن روز من سي‌ساله بودم.

 

ياعلي گفتيم و عشق آغاز شد....
و اين عشق آسان نمود اول ولي....
 
مي‌دانستم كار سختي است. بنا بر اين تمام فعاليتهاي پيشين خود را به كناري گذاشتم و با هيجان خود را به ميان آتش مسئوليتي انداختم كه هيچ كسي از من نخواسته بود مگر وجدانم.
آن روزها بيش از آن كه يك ژورناليست ماهر باشم يك متخصص عاشق بودم كه مي‌خواست اطلاعات و تجربياتش را به ديگران انتقال دهد و صنعت مورد علاقه خود را بالنده كند. از اين رو سالهاي اول سالهاي بسيار سخت و دشواري بود. سالهايي كه تا صبح يكه و تنها در دفتر بيدار مانده و انبوه كارهايي را كه نمي‌توانستم به كسي بسپارم (چون از عهده دستمزدش برنمي‌آمدم) انجام مي‌دادم. طبيعي است كه هر كسي در چنين شرايطي زود خسته و نااميد مي‌شود. اما هر بار كه صدايي از پشت تلفن و از شهرهاي دور و نزديك به من خسته نباشيد مي‌گفت و انتشار اين مجله و مقالات آن را مفيد و بجا ارزيابي مي‌كرد احساس مي‌كردم براي كشورم قدمي‌برداشته‌ام. مسئله اين جا بود كه با اين تشويق‌ها و با وجود كساني كه منتظر شماره‌هاي بعدي و مقالات آن بودند ديگر نمي‌توانستم اين رشته را قطع كنم.
خيلي خوب است كه انسان بتواند گرهي از كار ديگران باز كند و من خوشحال بودم كه تماسهاي تلفني با دفتر مجله از اين مهم حكايت داشت. حال مي‌توانستم ادعا كنم كه در پيشرفت جامعه خود موثر بوده‌ام.
آن سالهاي خيلي خيلي خيلي سخت گذشت و مجله كم كم جا افتاد. البته كار هيچ گاه بر ما آسان نبود و نشد. من صنعتي را به جامعه دولتي و خصوصي كشور معرفي كردم كه هيچ تعريفي براي آن وجود نداشت و در هيچ قالبي قابل ارزيابي نبود. بسيار بسيار نوشتيم و گفتيم و چانه زديم تا امروز بسته‌بندي از يك موضوع تجملي و زيادي به يك امر حتمي و غير قابل ترديد تبديل شد.
اينها به آساني انجام نشد. چه سماجتهايي كه به خرج داديم. چه بي‌توجهي‌ها، چه بي‌مهري‌ها و تحريمهايي كه بر ما روا نشد.
روشي كه برگزيده بودم، معرفي پيشرفتهاي بسته‌بندي به صنايع هدف بود. بسياري از توليدكنندگان از اين طريق با مسئله بسته‌بندي درگير شدند و خواسته‌هاي ايشان تقاضا را در صنايع بسته‌بندي چه از نظر كمي و چه كيفي بالا برد. رشد صنعت بسته‌بندي در ايران طي سالهاي گذشته مثال‌زدني است. اين شتاب سريع در گرو روشي است كه بر پايه ايجاد حساسيت در بازار يعني همان بخش توليد بنا شد. اين روش بسيار موثر نشان داد و امروز بيشتر بخش توليد و صنايع بسته‌بندي با آخرين دست‌آوردهاي جهاني در زمينه بسته‌بندي آشنا هستند و بسياري را ديده‌اند.
از سال 77‌ نخستين قدم براي هويت دادن به صنعت بسته‌بندي در ميان صنـايـع ديگـر و بـه چشم اوردن آن برداشتم كه جمع‌آوري اطلاعات دست‌اندركاران صنعت و خدمات بسته‌بندي بود. اكنون چهارمين دوره از اين بانك اطلاعات انتشار يافته و در دسترس مردم است. مي‌توانم ادعا كنم كه در هشت سال گذشته چه در داخل و چه در خارج از كشور صنعت بسته‌بندي ايران تنها از طريق اين بانك اطلاعات شناخته شده است. هر چند كه‌ جمع‌آوري و پالايش اطلاعات آن بسيار سخت و روان‌سوز بود.
 
امروز به موج‌سواراني نگاه مي‌كنم كه پير و جوان بي‌مهابا بر روي موج بسته‌بندي مي‌پرند و با اين موج خود را به بالا مي‌رسانند. موج بسته‌بندي كه امروز سواري بر آن آسان شده آن روز وجود نداشت.
 
Send mail to iranpack with questions or comments about this web site.
Copyright © 2005 Iran Packaging Information Center
Last modified: 10/09/11