نُه سال است كه ميگوييم.
از ابتداي انتشار اين نشريه مدام گفتهايم.
باز هم ميگوييم.
دست خدا با جماعت است. براي صنايع و خدمات بستهبندي كشور هيچ چيز به قدر
ايجاد تشكل و با هم بودن مفيد نيست.
گاهي اوقات شهرها از يك خيابان ايجاد ميشوند. خياباني كه خيابان نبوده و
جادهاي بوده پر رفت و آمد كه كمكم دو طرف آن را مغازهها و خانهها پر
ميكنند. بعضي روستاييان اطراف بتدريج به اين منطقه مهاجرت كرده و حتي كسب و
كاري در آن به راه مياندازند. سالهاي بعد ابتدا كوچهها و بعد خيابانها از آن
منشعب ميشوند و آن منطقه هويت مستقل پيدا ميكند و روزي به شهر تبديل ميشود.
ايران شهرهاي اينچنيني زياد دارد.
گاهي روستايي حتي دور از جاده اصلي به دليل ويژگيهاي خاص جغرافيايي منطقه و
يا تواناييهاي اهالي آن به قدري بزرگ و مطرح ميشود كه ساكنان روستاهاي اطراف
و يا حتي شهرهاي اطراف را به خود جذب كرده و مسير شهر شدن را ميپيمايد.
و گاهي در يك منطقه كه باز از جاده اصلي دور است ويژگيها و خاصيتهايي وجود
دارد كه پر است از روستاهاي كوچك و بزرگ پراكنده. روستاهاي اين منطقه رو به رشد
بتدريج بزرگتر ميشوند تا آن جا كه به يكديگر ميپيوندند و در زماني كوتاه و
باورنكردني منطقهاي به وسعت يك شهر را به خود اختصاص ميدهند.
انسان گرايش به تمدن و مدنيت دارد. تاريخ بشريت نيز حكايت از زندگي جمعي بشر
دارد. ما مسلمانان بايد بسيار مفتخر باشيم كه پيرو ديني مترقي هستيم كه ما را
به تمدن و همزيستي و همفكري تشويق ميكند.
معمولا در جامعه امروز انسانهايي كه توان همجوشي و معاشرت بالايي دارند به
جز احترام مردم از امتياز جلب جانبداري ديگران و القاي حقانيت خود نيز
برخوردارند.
از آن جا كه همنشيني و همفكري نيازمند داشتن اوصاف خوبي چون تواضع،
مهرباني، عدالت، دورانديشي و امثال اينها است كساني كه بسيار به اين كار
ميپردازند ناخودآگاه از ديد جامعه افرادي باشخصيت و پرظرفيت به نظر ميآيند.
ماه رمضان دوراني مبارك است كه ما را بيش از اوقات معمول به ياد دين و ميزان
پايبنديمان به آن مياندازد. اين ماه البتهماهي است كه بيش از ايام ديگر سال
طريقت اميرمومنان را نيز به ما يادآوري ميكند. چه قدر خوب است كه در كنار
پايبندي به گرسنگي و تشنگي كشيدنها ياد ساير اخلاق مترقي و متعالي دين و مذهب
خود باشيم. يكي از اين اخلاق مترقي رفتن به سوي جماعت و زندگي و كار جمعي است.
ما كه در خلوت و آشكار خود نيازمند گوشه چشم و توجهي از پروردگار به سوي خود
هستيم پيوستهدست ياري خدا را كه پيش روي خود داريم كنار ميزنيم و به توصيه آن
كه مدام اسمش بر زبانمان جاري است بی توجهي ميكنيم و در تاريكي به دنبال
مصاديق امداد غيبي ميگرديم.
كارآفرينان ما در ادارات يا محضر رفقا چشم به دريافت انواع تسهيلات و كمكها
دارند و در خلوت خود خدايشان را به محاكمه كشانده يا در رودربايستي قرار
ميدهند كه چرا روزگار چنين است. غافل از آن كه راهكارهاي خدا آن قدر عيان و
ساده است كه از شدت سادگي و آشكار بودن مورد توجه ما قرار نميگيرند.
اگر معتقديم امور آن چنان گره خورده كه گشايش آن از عهده خودمان كه هيچ از
عهده نوابغ نيز بر نميآيد و اگر در امور خود به كساني برميخوريم كه به صداي
ما گوش نميدهند و ما را نميبينند پس بهتر است فقط به آن چيزي بپردازيم كه به
آن ايمان داشته و در آن ترديدي وجود ندارد يعني خرد جمعي، همدلي، همفكري و
همصدايي.
لزوميندارد در همه چيز با يكديگر همفكر باشيم. به طور قطع و يقين در يك صنف
مشتركات زيادي براي وحدت كلام و وحدت منافع وجود دارد. خودخواهيها در ميانه
جمع گم ميشوند.
سخت نگيريد. با يك افطاري چهارنفره هم ميتوان شروع كرد. رمضان بهترين زمان
براي ايجاد دوستيهاست و افطاري زيباترين و سودمندترين بهانه براي ايجاد محافل
صنفي و تخصصي است.
كاري كه درست است انجام دهيم و به سوي جماعت و تمدن رويم. فرقي نميكند شهر
خود را چگونه تشكيل دهيم. از تشكلها و محفلهاي كوچكي كه مانند روستاها به هم
ميپيوندند و شهري را تشكيل ميدهند يا هر نوع ديگر از تمدن. مهم اين است كه
ايمان داشتهباشيم همگرايي و كار و خرد جمعي نشانه تمدن و سفارش خدا و اولياي
اوست.
--------------------------------------
... و خير الناس في حالا النمط الاوسط فالزموه و
الزموا السواد الاعظم مفان يدالله مع الجماعه. و اياكم و الفرقه! فان الشاذ من
الناس للشيطان كما ان الشاذ من الغنم للذئب.
... و بهترين مردم از نظر تشخيص و وضع روحي درباره من
صنف متوسط و معتدل است كه افراط و تفريط نميكند. شما طرف اين گونه مردم را
بگيريد و همواره با سواد اعظم (متن جمعيت) باشيد. زيرا دست خدا با جمعيت است و
از جدايي و پراكندگي بپرهيزيد. زيرا كسي كه از مردم كناره گرفت و تنها گشت او
از آن شيطان خواهد بود چنان كه گوسفندي كه از گله كناره گرفت و تنها شد نصيب
گرگ ميگردد.
خطبه 127 نهجالبلاغه. ترجمه علامه محمدتقي جعفري